حکمتها و اندرزها - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٨
نفس میکشد و قلب و نبضش منظم حرکت میکند و خونش جریان و دوران دارد و سلولهای اعصاب و خون و نسجها و استخوانش به طور طبیعی و جبری کارهای خود را انجام میدهند خود آدمی هم نسبت به وظائف اجتماعی همین طور بود ، یعنی مردم به حکم طبیعت دسته دسته شده بودند و هر دستهای بدون چون و چرا به فرمان غریزه و به طور خودکار وظایف خود را انجام میدادند ، دیگر احتیاج به قانون و مقررات و پاداش و کیفر و این همه دستور و فرمان و کتاب و نطق و خطابه و بیان نبود ، همه این احتیاجات را آزادی طبیعی و فطری انسان به وجود آورده است . و باز همین آزادی است که مبنای فضیلت و تقدم انسان بر فرشتگان است ، زیرا فرشتگان طوری آفریده شدهاند که جز یک راه نمیشناسند و جز در یک راه نمیتوانند گام بردارند و آن ، راه قدس و عبادت و طهارت است ، اما آدمی هم استعداد بالا رفتن و پیوستن به ملا اعلی را دارد و هم استعداد فرو رفتن در طبیعت و استغراق در پستی و دنائت ، و اگر راه کمال و ترقی را گرفت و با مجاهدت و سعی و عمل با هواپرستی مبارزه کرد ارزش بیشتری دارد ، که باید با نیروی تصمیم راه صحیح خود را انتخاب کند .