حکمتها و اندرزها - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٠
هست حاجت به دیوار نیست " یک قاعده کلی است در زندگی بشر ، چشم بصیرت میخواهد که راههای صحیح ورود در محوطه زندگی را بشناسد و پشت دیوار و حصار زندگی معطل و متحیر نماند . بسیاری از افراد مردم در همه عمر در پشت دیوار و حصار زندگی و خوشبختی معطل ماندهاند و میگویند : " ما که از زندگی چیزی نفهمیدیم ، زندگی بی معناست " . این افراد همیشه در حیرت و سرگردانی بسر میبرند و گاهی این تحیر و سرگردانی و بدبینی را به حساب حساسیت ذهن و دراکیت فهم خود میگذارند و با یک دنیا غرور و کبر میگویند : این ما هستیم که به بیهوده بودن زندگی و دروغ بودن سعادت و خوشبختی و اصالت رنج و بدبختی پی بردهایم و اما دیگران چون به قدر ما حس و درک ندارند نمیفهمند . این اشخاص نمیدانند که خودشان مانند کوران بی بصری هستند که در پشت دیوار زندگی معطل ماندهاند و نتوانستهاند در همه عمر در ورودی اصلی را پیدا کنند . اینها از همان اول ، راه را چاه و چاه را راه تصور کردهاند و روی همین تصور غلط لحظه به لحظه از راه دورتر شده و همیشه در سیاه چالهای زندگی بسر بردهاند ، به قول یکی از دانشمندان طوری پرورش یافتهاند که برای احساس رنج و مصیبت کاملا آمادهاند و از کوچکترین رنجی فریادشان به فلک میرسد ولی نسبت به آنچه خوشی و سعادت است لخت و مرده و بی حس میباشند . قرآن کریم میفرماید : " هر کس اعمال صالح انجام دهد و نیکوکاری کند و دارای ایمان هم باشد ، خواه مرد باشد و خواه زن ، ما او را زنده میکنیم به یک زندگی خوش و صاف و بی کدورتی ، و بعد