حکمتها و اندرزها - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٠
کند و به سوی راه راست و مستقیم باز گردد و از عمق باطن و روح خود به سوی خداوند بیاید نه فقط به دلیل اجبار و اضطرار - و خداوند او را در جوار رحمت خود نپذیرد . آن چیزی که رکن و اساس توبه را تشکیل میدهد ، ندامت و پشیمانی از کار بد و تصمیم به ترک گناه است ، چیزی که هست ، ندامت و پشیمانی از گناه و تصمیم به ترک گناه دو نوع است : یک نوع پشیمانیها و تصمیمهای کاذب است که هر آدم خطا کاری هنگامی که با کیفر و چوب قانون مواجه میگردد پشیمان میشود و آرزو میکند که ای کاش آن عمل زشت را نکرده بود تا حالا این کیفر را نمیچشید . هر کسی که کیفر را جلو چشم خود ببیند در آن حال که کیفر را میبیند نمیتواند تصمیم به گناه بگیرد . خود همان شخص گناهکار در حین ارتکاب گناه اگر چشمش به کیفر میافتاد و آن را حاضر و آماده میدید ، از همان اول مرتکب گناه نمیشد . دیدن کیفر در جلو چشم و آنگاه ترک گناه چیزی شبیه به اجبار و اضطرار و به منزله امری خارج از حد اختیار است . ترک گناه آنوقت توبه و تصمیم و اختیار محسوب میگردد که آدمی خود گناه را نقل و حاضر ببیند و کیفر گناه را نسیه و غایب بداند و آنگاه به ملاحظه کیفر آینده و یا به خاطر اجر و ثواب آینده و یا به ملاحظه احساس زشتی و پلیدی که در خود گناه میکند از ارتکاب آن گناه منصرف گردد . توبه حقیقی یعنی انصراف جدی و بازگشت واقعی از گناه به سوی صلاح و ارشاد ، و بدیهی است که اگر انصراف ، جدی و واقعی باشد و معلول مشاهده کیفر نقد و حاضر نباشد البته خداوند متعال به