حکمتها و اندرزها - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٨
گرفت . از همین جا میتوان فهمید که آرزو در ذات خود منطق و قاعده ندارد یعنی تابع منطق و قاعده عمل نیست ، تابع قوانین عقل و فکر نیست و به همین دلیل لازم است اصلاح شود و تحت نظم و قاعده در آید . آرزوهای بی نظم و قاعده همانهاست که در زبان دین " آمال شیطانی " نامیده شده ، همانهاست که آدمی را میفریبد و وقت و عمر او را تباه میسازد ، نیروی خیال و فکر او را ، وقت و فرصت او را بیهوده صرف میکند ، عینا باز مانند همان درخت که مثال زدیم ، درخت احتیاج به باغبان دارد اما نه تنها برای اینکه به او آب برساند و مواظبت کند که آفت به او نرسد ، علاوه بر اینها وجود باغبان برای اصلاح و زدن شاخههای زیادی ضرورت دارد ، همان شاخههای زیادی که بی جهت نیروی حیاتی درخت را مصرف میکند . آرزوهای باطل و بی ثمر هم در وجود انسان مثل همان شاخه زیادی است ، این شاخهها که زده شود بهتر امیدهای واقعی و عملی قوت و وسعت میگیرد . لهذا اگر بشر بخواهد در ناحیه امیدهای صادق و واقعی خود موفقیت پیدا کند و در آن ناحیه خود را رشد و نمو دهد چارهای ندارد از اینکه با آرزوهای کاذب و خیالات واهی شیطانی مبارزه نماید که آنها جز غرور و فریب چیزی نیست . قرآن کریم میفرماید : " شیطان وعدهها میدهد و آرزوهایی را در مردمی بر میانگیزد ، اما آن آرزوها امیدهای صادق و واقعی نیست ، فقط غرور است و فریب " .