حکمتها و اندرزها - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠
و محصول دسترنج او را بدون استحقاق بخورد و نام دین به آن بدهد ، خدا اجازه نمیدهد که فردی بیکار و بیعار در اجتماع بگردد و کل بر سایر افراد باشد ، باری بر دوش اجتماع باشد و خودش باری از دوش کسی برندارد و آنگاه چنین وانمود کند که رضای خدا و دستور خدا و فرمان خدا همین است و بس . آری ، حرف اول دین خداشناسی است ، الفبای دین خداشناسی است همان طوری که اساس معلومات یک شاگرد مدرسه این است که قدرت خواندن کتاب در او پیدا شود ، تا نتواند بخواند نمیتوان دروس مشکل طبیعی و ریاضی و ادبی را به او آموخت ، و پایه اول خواندن که شاگرد استعداد خواندن پیدا کند این است که شاگرد حروف شناس شود ، یعنی حروف زبانی را که با آن زبان تحصیل میکند تمیز دهد ، پس اگر شاگرد از اول حروف شناس نشود قدرت خواندن در او پیدا نمیشود و اگر قدرت خواندن در او پیدا نشد هیچ درسی را یاد نخواهد گرفت . در درس عملی و تربیتی و فکری دین ، خداشناسی به منزله حروف شناسی دین است ، اگر خداشناس شد میتواند خط دین را بخواند ، به مقصود دین آگاه شود و هدف دین را بشناسد ، اگر حروف شناس نشد ، کلمات دین را که همان دستورات دین است غلط خواهد خواند و غلط ترجمه خواهد کرد و کارش به آنجاها خواهد کشید که قرآن مجید نقل میکند ، یعنی مرتکب هر کار زشت و هر ظلم و ستم خواهد شد و در پندار خود چنین معتقد خواهد شد که آنچه من میکنم عین رضای خداست و عین دستور دین خداست . لهذا علی علیه السلام فرمود : " اول دین و آغاز دین خداشناسی است " ولی خداشناسی نسبت به دین در عین اینکه