حکمتها و اندرزها - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٠
مصلحت و سعادت اوست و میتواند در راهی گام بر دارد که بر خلاف سعادت و مصلحت خودش است ، به این جهت است که احتیاج به هدایت و راهنمایی دارد و به او گفته میشود که عمل باید صالح باشد . مثلا مغز و روح همیشه در حال فعالیت است . این فعالیت ممکن است صالح [ باشد ] و ممکن است غیر صالح باشد . اگر روح را به حال خود بگذاریم دائما در میان خاطرات گذشته خود در گردش و حرکت است ، مثل این است که به دور خود بچرخد ، گامی به جلو بر نمیدارد ، ولی اگر روح را از لحاظ فکر کردن تحت نظم و قاعده در بیاوریم ، عمل روح را صالح گردانیم ، به اینکه وادار کنیم منظم فکر کند ، علمی فکر کند ، طوری فکر کند که همیشه فکر نو و اندیشه نو و صحیح تولید کند ، و بالاخره کاری کند که مصداق سخن رسول اکرم واقع شود که فرمود : " یک ساعت فکر کردن از شصت سال عبادت بالاتر است " در این وقت عمل روح صالح است . بشر چه در ناحیه روح و چه در ناحیه بدن بیکار نمی ماند ، تلاش میکند ، عمده این است که چگونه تلاش کند و چگونه عمل کند . این است که قرآن مجید هیچگاه عمل را به طور مطلق ذکر نمیکند ، " عمل صالح " ذکر میکند . پس معلوم میشود سعادت انسان دو رکن دارد : رکن ایمان و رکن عمل ، اما نه مطلق ایمان و نه مطلق عمل ، بلکه ایمان به مقدس ترین و عالی ترین حقایق که شامل ایمان به همه حقایق است ، یعنی ایمان به ذات یگانه که مبدأ علم و قدرت و نظم و حکمت و حیات و سعادت است ، و عمل صالح و شایسته ومفید که انسان را جلو ببرد و کامل کند و آثار خوب به بار آورد .