حکمتها و اندرزها - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢١
هیچ گونه عملی از او پذیرفته نخواهد بود . دیگری خون به ناحق ریختن است که یک نفر به حکم کینه شخصی و برای آنکه خشم خود را فرو نشاند بی گناهی را بکشد . دیگری آن کس که عملی را که کس دیگر کرده به خودش نسبت بدهد . یکی دیگر آن کس که برای جلب رضایت مردم بدعتی در دین خدا ایجاد کند ، یعنی چیزی را که از دین نیست جزء امور دین قلمداد کند و فکر مردم را از این جهت گمراه کند . یکی دیگر آدمهای دو رو و دو زبان ، در جلو روی یک نفر خودشان را دوست و صمیمی معرفی میکنند و در پشت سر طوری دیگر هستند ، با هر دستهای که هستند میگویند ما جزء شما هستیم . نیز علی علیه اسلام از رسول اکرم صلی الله علیه و آله نقل میکند که فرمود من از دو طایفه نسبت به امت خودم اطمینان دارم که از ناحیه آنها به امت من گزندی نمیرسد و نسبت به یک طایفه دیگر نگرانم و هر چه بر سر امت من بیاید از ناحیه این طایفه است . آن دو طایفه که من از ناحیه آنها مطمئن یکی طبقه مؤمن خالص است و یکی طایفه کافر خالص ، اما مؤمن خالص بدیهی است که همان ایمان وی کافی است که او را مانع شود از اینکه قدم بدی بر ضرر امت مسلمان بر دارد ، و اما کافر محض که هم باطنش کافر است و هم ظاهرش ، از ناحیه او هم نگرانی نیست ، زیرا هر وقت کفر صریح با ایمان صریح ، و باطل آشکار با حق آشکار روبرو شود از ایمان شکست میخورد ، و اما آن طایفهای که من از ناحیه آنها نگرانم مردمان منافق و دو رو و دو زبان میباشند که در گفتار و در ظاهر مؤمن میباشند و در باطن خود کفر را مستور کردهاند ، در ظاهر مانند