حکمتها و اندرزها - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠١
بر عکس بیکاری که موجب کدورت و تاریک شدن روح و موجب قساوت و سختی دل است . از رابطه کار با تهذیب اخلاق و رابطه بیکاری با فساد اخلاق و هرزگی روح و فکر و احساسات نباید غافل بود . آدم بیکار اگر غیبت نکند و به تعبیر قرآن کریم اگر گوشت مردار نخورد پس چه بکند ؟ روح آدمی نیز مانند معدهاش غذا میخواهد ، اگر غذای کافی نرسید به هر چه رسید سد جوع میکند ولو با چیزی که مستقذر و مورد تنفر باشد . در سالهای قحطی و گرسنگی عمومی دیده شده که افراد گوشت یکدیگر را خوردهاند . اگر به روح آدمی نوبت به نوبت به طوری که این نوبتها قطع نشود غذای کافی نرسد یعنی چیزی که روح را سیر و راضی و قانع نگه دارد ، چیزی که توجه روح را به خود جلب کند و اندیشهها و احساسات را متمرکز سازد ، در این صورت روح گرسنه میماند و ناچار به گوشت برادر مؤمن در حالی که مرده باشد تغذی مینماید یعنی غیبت میکند . زنانی که معمولا در خانه ها مینشینند و هیچ کاری ندارند ، بیش از هر طبق و طایفه دیگر به غیبت کردن مشغول میشوند چون بیش از هر طبقه دیگر از لحاظ روحی گرسنگی و بی غذایی میکشند . به هر حال آدم بیکار به انواع مفاسد اخلاقی و بیماریهای روانی و عصبی مبتلا میشود و زندگانی اش سیاه و تباه میگردد . در قرن دوم تاریخ اسلام مردمی پیدا شدند که افکار منحرفی پیدا کردند . یکی از افکار منحرف آنها این بود که کار و فعالیت را منافی با تقوا و دیانت میدانستند . این دسته از مردم وقتی که میدیدند ائمه اطهار علیهم السلام کار میکنند و زحمت میکشند ،