حکمتها و اندرزها - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥
است که مصلحت جمع همان مصلحت اکثریت افراد اجتماع است و لهذا همیشه در قوانین جهان ، توجه اول به مصالح جمع است نه به منافع فرد و نوادر . و اما آن توافقی که باید در زندگی خصوصی یک فرد نسبت به اجتماع باشد همانا حالت تسلیم و رضا و خرسندی به مصالح اجتماع است که با خوشوقتی در هنگام تصادم منافع شخصی با مصالح عالیه اجتماعی ، از منافع شخصی چشم بپوشد و در خود احساس ناراحتی و نارضایتی نکند . اگر اجتماع به محور عدالت بچرخد و قانون عادلانه حاکم بر اجتماع باشد یعنی طبع اجتماع و عوامل اجتماعی با زندگی اکثریت متوافق و هماهنگ باشد و از آن طرف هم روحیه یک فرد در مواطن تصادم منافع فردی با مصالح اجتماعی توافق و سازش و هماهنگی نشان بدهد با مصالح اجتماعی ، آن وقت است که به سعادت واقعی باید امیدوار بود . اینجاست که لزوم و اهمیت دین که اساسش توحید و ایمان به خدای یگانه است روشن میشود . دین در هر دو مقام لازم و ضروری است ، هم برای سازگار ساختن محیط اجتماعی با زندگانی فرد ، یعنی ایجاد عدالت اجتماعی و سازمان متوافق با مصالح عموم ، و هم در ایجاد عدالت اجتماعی و سازمان متوافق با مصالح عموم ، و هم در ایجاد توافق و انطباق در روحیه فرد با مصالح عالیه اجتماع . توافقی که میگوییم بایست در روحیه فرد نسبت به مصالح اجتماع باشد همان است که از آن به گذشت و اغماض و حتی ایثار و فداکاری و نیکوکاری تعبیر میکنیم . چه چیزی قادر است مانند دین به انسان حالت قناعت به حق و رضا به قسمت و بهره خود و تسلیم در برابر مقررات اجتماعی و خشنودی نسبت به دیگران بدهد ؟