حکمتها و اندرزها - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٨
خویشاوندان و معلمان و همسایگان و همکیشان و همنوعان خود دارد . امیرالمؤمنین علیه السلام به یکی از فرمانداران خود مینویسد : " مبادا که مانند حیوان درندهای به جان مردم بیفتی ، زیرا افراد رعیت یا مسلمان اند و هم دین تو میباشند و یا اگر مسلمان نیستند لااقل انسان اند و همنوع تو میباشند " . کلمه " حق " و " حقیقت " را زیاد میگوییم و میشنویم ، باید هم حق را بشناسیم و هم حقیقت را . شناختن حقیقت به این است که نظام هستی و جریان عالم وجود را همان طور که هست تصور کنیم نه اینکه در ذهن خود گرفتار خیالات و اوهامی بشویم که از واقع فرسنگها دور است ، خودمان را همان طور که هستیم بشناسیم ، جهان را همان طور که هست بشناسم ، خداوند را با صفات کمال و جمال و جلال بشناسیم . و اما شناختن حق به این است که دین خود را تمیز دهیم و بدانیم چه مدیونیتها داریم ، بدانیم نسبت به نزدیک ترین امور به خودمان یعنی اعضا و جوارح بدن خود مدیونیم و حقوق اینها را ادا کنیم ، نسبت به پدر و مادر و زن و فرزند و معلم و همسایه و خویشاوندان و همکیشان و هموطنان و حتی نسبت به زمینهایی که در اختیار ما گذاشته شده و نسبت به شغل و مقام اجتماعی که به ما واگذار شده و نسبت به هر کاری که به عهده گرفته ایم مدیونیم و باید حق آنها را ادا کنیم . اگر خودمان و خدای خودمان و جهانی را که در آن زندگی میکنیم شناختیم و به حقوقی که به عهده ما هست آشنا شدیم ، میتوانیم با سر بلندی و سر افرازی ادعا کنیم که ما ، هم اهل حقیم و هم اهل حقیقت .