حکمتها و اندرزها - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٨
قناعت و اکتفا کردن به آنها نه تنها موجب پیشرفت و ترقی نیست ، موجب مزاحمت است ، موجب رکود و توقف است ، بشری که جز این علایق چیزی را نمیشناسد و واقف شده است بر اینها ، حیوانی بیش نیست . پس زاهد و تارک دنیا کیست ؟ آن کسی است که دنیا را به حسب روح و مقامات روحی خود طی کرده و به آخرت رسیده است . گذشته از اینکه [ موجب ] رکود و توقف و سکون است ، موجب خرابی خود همین زندگی است . آیا گمان میکنید حرص هم میتواند دنیا را اداره کند ؟ آیا طمع قادر است دنیا را به خوبی بچرخاند ؟ آیا خشم و شهوت قادر است به جهان نظم بدهد ؟ آیا شکم پرستی و زن پرستی و پول پرستی و جاه پرستی که همه اینها تعبیراتی است از دلخوش بودن و قانع بودن به زندگی دنیا و تمرکز تمایلات و میلها در این چیزها ، آیا اینها قادرند به بشر سعادت بدهند ؟ بشر وقتی زندگی دنیا را خوب اداره میکند و مدینهاش مدینه فاضله میشود که غلام و عبد دنیا نباشد ، اگر اسیر علایق دنیا نبود ناچار آن موجودات را مسخر خود و تابع خود قرار میدهد ، و اگر بنده شد و طوق عبودیت به گردن انداخت [ تا ] او زنده است تابع امواج دریای خروشان طبیعت است . همه پستیهای اخلاقی از دروغ و ریا و تملق و ظلم ، ناشی از دنیا پرستی است و همه فضایل عالیه انسانی معلول بی اعتنایی و زهد و عدم قناعت به زندگانی دنیاست . آدم دنیا پرست و مادی نمیتواند شجاع باشد و گذشت داشته باشد ، نمی تواند عفت داشته باشد ، نمیتواند حریت و آزادگی داشته باشد . زاهد به معنای صحیح کلمه نه به معنای یک شخص ضعیف منفی که در درون درجه دنیا پرستان زندگی میکند و احیانا ریزه خور خوان آنها و طفیلی آنهاست ، بلکه به