حکمتها و اندرزها - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٦
به او تعلیم دادیم و او آنها را از خود جدا ساخت و شیطان او را دنبال
کرد و او از گمراهان شد " « و لو شئنا لرفعناه بها و لکنه اخلد الی
الارض و اتبع هواه »" [١] اگر ما میخواستیم او را بالا میبردیم با آن
آیاتی که به او دادیم ، اما او خودش را به زمین و طبیعت چسباند و
چنگالهای خود را محکم بند کرد و تابع هوا و هوس خود شد .
در سوره یونس میفرماید : « ان الذین لا یرجون لقائنا و رضوا بالحیوه
الدنیا و اطمانوا بها و الذین هم عن ایاتنا غافلون ، اولئک ماویهم النار
بما کانوا یکسبون »[٢] .
آنها که امید و آرزوی ملاقات حق را ندارند و به زندگی دنیا راضی و قانع
و سرگرماند و به آن آرام گرفتهاند آنها به واسطه اعمال مبتنی و بر آن طرز
فکر اهل آتش میباشند .
از مجموع این آیات این طور فهمیده میشود که آن چیزی که مذموم و مردود
است از نظر دین ، سرگرم شدن به این امور و غافل ماندن از خدا و آخرت
است ، اخلاد و خود را به طبیعت بستن و چسبیدن است ، راضی و قانع شدن و
آرام گرفتن و اکتفا کردن است . پس اینکه میگویند " دنیای مذموم ،
محبت و علاقه به دنیاست " درست است اما به این معنا ، به معنای
دلخوش شدن و قانع شدن و اکتفا کردن و بازماندن از ماوراء این علایق .
توقف بر دنیا مذموم است ،
[١] اعراف / . ١٧٦ [٢] یونس / ٧ و [٨]