حکمتها و اندرزها - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٦
که خودش به دست خودش با نیت خیر خواهی برای خود به وجود آورده است ، از روی جهالت و نادانی به خیال اینکه به خودش خیری برساند شری رسانده است . لهذا گفته اند : دشمن به دشمن آن نپسندد که بی خرد با نفس خود کند به مراد و هوای خویش مردی به یکی از صحابه پیغمبر نامه نوشت و از او اندرزی خواست . مرد صحابی در جواب نوشت : " به آن کس که از همه بیشتر او را دوست میداری بدی نکن " . آن مرد معنی این جمله را نفهمید و توضیح خواست که این چه اندرزی است ! مگر ممکن است که من کسی را زیاد دوست بدارم و آنگاه به او بدی بکنم ؟ ! مرد صحابی در جواب نوشت : " بلی ممکن است ، مقصود من از آن کس که او را از همه بیشتر دوست میداری فقط خودت هستی که از روی جهالت و نادانی به خیال خوبی به خودت بدی میکنی . همه گناهانی که مرتکب میشوی به خیال خودت حظ و بهرهای به خودت میرسانی و حال آنکه همینها همه در حقیقت جز دشمنی و رفتار خصمانه با خود چیزی نیست " . پس یک علت ظلم به نفس جهالت و نادانی است . علت دیگری هم هست که آن هم مهم است . انسان گاهی علما عامدا و نه از روی جهالت به خودش بدی میکند . این دیگر شگفت انگیز است . برای فهم این مطلب باید مقدمهای عرض کنم : حکما قاعدهای دارند ، میگویند علتهای این جهان بر دو قسم است : علت فاعلی و علت قابلی . علت فاعلی یعنی آن عاملی که کننده و موجد یک اثر است . علت قابلی یعنی عاملی که پذیرنده اثر است .