حکمتها و اندرزها - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٧
و حیوان تنها به دست دیگری باید تربیت شود ، باید شخصی دیگر باغبان و مربی و سازنده وجود او باشد . شک نیست که انسان احتیاج دارد به معلمان و مربیانی که آنها هادی و راهنما و سازنده وجود او بوده باشند . ولی انسان یک فلز یا یک سنگ گران قیمت نیست که او را به دست یک صنعتگر ماهر بدهیم و همه آرایش و پیرایش او را از آن صنعتگر بخواهیم ، انسان یک گیاه نیست که او را بدست باغبان بسپاریم و فقط باغبان را مسئول همه چیز او بدانیم ، انسان از آن جهت که انسان است علاوه بر قوای نباتی و احساساتی حیوانی دارای قوه عقل و اراده است ، عقل و اراده نمیگذارد که صد در صد تابع عوامل خارجی باشد ، مانند یک فلز و یک سنگ تابع حرکات دست یک صنعتگر باشد ، مانند یک گیاه به هر دست که او را بپرورند بروید و مانند یک طوطی در پس آیینه او را نگه دارند و هر چه به او تلقین شود تکرار کند ، بلکه یک نوع استقلال و حریت ارادهای دارد که ممکن است با وجود همه عوامل خارجی کاملا تحت تأثیر قرار نگیرد ، یعنی صد در صد مجبور و تحت تأثیر عوامل بیرون از وجود خود نیست ، در نهایت کار خودش باید درباره خودش بیندیشد و خودش درباره خودش تصمیم بگیرد ، و مادامی که خودش درباره خودش نیندیشد اندیشه دیگران درباره او کافی نیست ، مادامی که خودش درباره خودش تصمیم نگیرد اراده و تصمیم دیگران درباره او کافی نیست . این است که بزرگان دین گفتهاند : " آن کس که در قلب خود واعظی برای خود ندارد موعظه موعظه کنندگان فایدهای به حالش نمیبخشد " .