حکمتها و اندرزها - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٩
میشود . ایمانی که در قرآن مکرر ذکر شده یعنی ایمان به خدا ، یعنی ایمان به علم و حکمت و قدرت و نظام و تدبیر و عدالت ، ایمان به آنچه در این جهان حق و ثابت و مفید است . و اما رکن دوم ، عمل است ، نه مطلق عمل ، عمل صالح و پاک و نیک . بشر روح دارد و بدون ، قلب دارد و قالب . در ناحیه روح و قلب باید اطمینان و ایمان داشته باشد ، حیران و سرگشته نباشد ، در ناحیه بدن و قالب باید مثل درختی بارور و مثمر بوده باشد . جهان ما جهان حرکت است ، جهان کار است ، از بزرگ ترین کرات آسمانی تا کوچک ترین ذراتی که بشر تاکنون کشف کرده در کار و در حرکت و فعالیتاند . یک ذره و یک قطره بیکار نیست . انسان نیز از این قانون کلی و عمومی مستثنی نیست ، چیزی که هست این است که اگر چه انسان هم به حکم ضرورت بیکار نمیتواند بنشیند ، مثلا روح و مغز انسان هر اندازه بخواهد بیکار باشد نمیتواند بیکار باشد ، دائما در حال حرکت است و از خاطرهای به خاطرهای و از تصوری به تصوری منتقل میشود ، حتی در حال خواب که چنین به نظر میرسد روح و مغز استراحت کرده و کار نمیکند دائما در حال حرکت و جنبش است ، دانشمندان معتقدند که در حال خواب یک لحظه نیست که روح و مغز بیکار مطلق باشد ، در ناحیه بدن هم انسان بیکار مطلق نیست ، بالاخره چارهای ندارد از این که چیزهایی را ببیند و چیزهایی را تماشا کند ، چیزهای دیگری را بشنود ، ولی انسان به حکم اینکه مختار و آزاد خلق شده میدان عمل وسیعی دارد ، میتواند خوب و مفید عمل کند و میتواند بد و زیان آور عمل کند ، میتواند در همان راهی گام بردارد که کمال خیر و