حکمتها و اندرزها - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٨
دوم ، آن امری که مورد ایمان انسان است خوب است مقدس و عالی باشد که آدمی شایسته بداند در مقابل او خضوع کند و به خاطر او فداکاری و جانفشانی نماید . و به عبارت دیگر خوب است که انسان در این دنیا عقیده و مسلکی داشته باشد و همیشه از آن عقیده و مسلک پیروی نماید ، مزور و مذ بذب نباشد ، ولی هر عقیده و مسلکی مقدس نیست و شایستگی و از خود گذشتگی ندارد ، بسیاری از عقاید و مسالک از حدود منفعت پرستی و خود پرستی تجاوز نمیکند . بدیهی است عقیدهای که ریشه و اساسش خود پرستی است و بر محور کامرانی میچرخد شایستگی ندارد که بشر در راه آن خود را فانی کند . فانی شدن در راه چنین عقیده ها و مسلکها مبنی بر هیچ منطقی نیست و دور از عقل و خرد است . آن عقیده و مسلکی شایسته جهاد و فداکاری است که فوق منافع مادی افراد باشد . در درجه سوم ، باید امری که مورد علاقه و عقیده و ایمان انسان قرار میگیرد ما فوق همه مقدسات و همه امور عالی و شریف باشد به طوری که ایمان به او شامل ایمان به همه حقایق بوده باشد . حکمای الهی قاعدهای را به ثبوت رسانیدهاند و آن اینکه " ذات یگانه ، جمیع حقایق را در بر دارد " . ایمان به ذات یگانه نیز اگر خالص و عارفانه باشد ایمان به همه حقایق را در بر دارد ، چون تمام حقایق منبعث از ذات اوست ، تمام اصلهایی که در این جهان هست از ذات پاک او سرچشمه میگیرد . قرآن کریم تعبیری دارد که میفرماید : بگو حق از خداست ، قرآن نمیگوید حق با خداست ، میگوید حق از خداست . خداوند بالاتر است از اینکه بگوییم حق با او و او با حق است ، او ذاتی است که همه حقها از