حکمتها و اندرزها - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠
و تجمل و مد و تقلید ، و دسته دیگر در این بازار خود را خریداری میکنند و شخصیت واقعی و انسانی خود را باز مییابند ، یک دنیا بزرگواری و عزت نفس و مناعت و شرافت و راستی و استقامت و عدالت و تقوی و حقیقت خواهی و ایمان و معنویت برای خود ذخیره میکنند ، در این بازار آن نرخی را به رسمیت میشناسند که قرآن تعیین کرد که هیچ چیز ارزش ندارد که آدمی خود را به آن بفروشد . امام صادق علیه السلام در ضمن اشعاری میفرماید : من این نفس گرانبها را در بازار وجود و هستی فقط یک قیمت برایش قائل هستم ، فقط یک گوهر است که شایسته است بهای این متاع گرانبها قرار گیرد ، آن گوهر همان است که از صدف کون و مکان بیرون است ، من در میان تمام مخلوقات جهان چیزی که ارزش بهای این کالا را داشته باشد سراغ ندارم ، اگر من خود را و نفس خود را به یک کالای دنیایی بفروشم ، به موجب اینکه کالای دنیایی فانی شدنی است از بین میرود و متاع گرانبهای روح و نفس من نیز به موجب این که فروخته شد از دستم رفته است ، دیگر من دست خالی هستم ، نه متاع در دستم هست و نه بهای آن .
| غلام همت آنم که زیر چرخ کبود |
| ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزاد است |