حکمتها و اندرزها - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٩
پیغمبری رسید و به همین دلیل که با جنبه بشری و ناسوتی واجد جنبههای بسیار ارجمند علوی و ملکوتی بود از فرشتگان گوی سبقت برد ، چون بشر است میتواند معلم و هادی و راهنمای بشر باشد . قرآن میفرماید اگر فرضا فرشتهای را مأمور رسالت میکردیم باز میبایست در صورت بشر و کسوت بشر در آید تا مردم او را مقیاس خود قرار دهند و کار خود را از او قیاس بگیرند . اما ما به موجب همان میل به از دور دیدن ، با یک جمله " کار پاکان را قیاس از خود مگیر " فاصلهای عظیم بین خود و مشعل هدایت انبیاء و اولیاء قرار میدهیم . گوینده آن شعر که میگوید : " کار پاکان را قیاس از خود مگیر " مقصود دیگری دارد که درست است ، او میگوید خودت را مقیاس پاکان قرار نده و خیال نکن که حالات تو همه نمونهای است از همه افراد ، پس به دلیل آنکه در تو نواقص و معایبی هست در همه افراد بشر هست ، خیال نکن همه مانند تو خود خواه و خود پرست هستند ، حاکم مطلق بر وجود آنها هم طمع و شهوت و هواست ، احتمال بده کسانی باشند از بشر در حدی عالی تر و مقامی ارجمندتر ، دارای روح و فکری بلندتر و عواطف و احساساتی راقی تر و لطیف تر ، آنها از آنچه تو گرفتار آنها هستی آزادند . این بیت را مثنوی در داستان " بقال و طوطی " آورده که بقالی طوطیای داشت که با سخن آن طوطی مأنوس بود ، در نبودن او آن طوطی نگهبان دکانش بود :
| بود بقالی مرا او را طوطی ای |
| خوش نو و سبز و گویا طوطی ای |
| بر دکان بودی نگهبان دکان |
| نکته گفتی با همه سوداگران |