حکمتها و اندرزها - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٣
متن زندگی و اساس روح زندگی است نه جزو ابزار زندگی که قابل تعویض و تبدیل به چیز دیگر باشد . امروز محققین بزرگ که در اعماق روح بشر دقیق شدهاند و هم زندگی اجتماعی بشر را تحت مطالعه و آزمایش در آوردهاند این معنا بر آنها روشن شده که دین جزو سرشت آدمی است ، رو گرداندن بشر از دین جنبه موقت و استثنائی دارد . فعلا نمیخواهم در اطراف این موضوع کلام را بسط دهم ، و هم میدانم طرز فکر یک عده دیگر از مردم که بعضی از آنها خودشان معتقد و متدین هستند این است که علت کم شدن تأثیر دین در این عصر مثلا این است که بشر طبعا میل به شهوت و آزادی دارد و دین بر خلاف مقتضای میل و رغبت طبیعی انسان است ، برای انسان قید و محدودیت است ، تا وقتی که وسیله اعمال شهوات و عیاشی فراهم نیست مردم به سوی دین میگروند و دل خود را با معانی و افکار دینی خوش میکنند و همینکه وسیله فراهم شد به دنبال همان چیزی میروند که مقتضای طبیعت و میل و رغبتشان است ، در زمانهای سابق مثل زمان حضرت رسول وسیله خوشی و شهوترانی فراهم نبود ، طبعا مردم به سوی دین میآمدند ( « یدخلون فی دین الله افواجا » ) ، حالا وسائل فراهم است طبعا انحراف پیدا میکنند ( یخرجون من دین الله افواجا ! ) . این جواب هم ناصواب و نا تمام است . البته شبههای نیست که فراهم بودن و فراهم نبودن وسائل شهوات ، بی تأثیر نیست که انسان را از خدا غافل کند و او را نسبت به وظیفه و تکلیفی که خداوند معین فرموده لاقید و لاابالی نماید ، ولی این تعبیر صحیح نیست که دین مطلقا مخالف میل و رغبت است ، قید و محدودیت