حکمتها و اندرزها - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤١
غرض این است که اگر بگویند لازم ترین و مفیدترین داناییها و توجه ها برای بشر چیست ؟ باید گفت توجه به فقر علمی و توجه به نادانی ، این توجه است که عطش شدید فرو ننشستنی در بشر برای طلب علم و تکمیل عقل و معرفت ایجاد میکند . همان حرصی که جوینده مال و ثروت به صورت یک عطش شدید خاموش نشدنی پیدا میکند عینا در طالب علم و جوینده معرفت پیدا میشود . داستانها از مردمان حریص در تواریخ و قصص آمده که حیرت انگیز است و آدمی در شگفت میشود که چگونه یک بشر تا این اندازه قلاده حرص و طمع را به گردن خود میاندازد . نظیر همین داستانها از یک عده طالبان علم و معرفت در تاریخ به یادگار مانده است . نوشتهاند که حکیم و ریاضی دان معروف ابوریحان بیرونی در بستر مرگ افتاده بود و ساعات آخر عمر خود را طی میکرد ، در همان حال فقیهی به عیادت وی آمد ، ابوریحان با همه سنگینی و سختی مرض هوشش کاملا بجا بود و مشاعرش به خوبی کار میکرد ، در همان حال فرصت را غنیمت شمرد و یک مساله فقهی را طرح کرد ، مرد فقیه در شگفت ماند و به وی گفت : این چه وقت مسأله پرسیدن و مذاکره علمی است ؟ ! ابوریحان جواب داد : " فکر میکنم اگر این مساله را بدانم و بمیرم بهتر است از اینکه این مساله را ندانم و بمیرم " . علم و فکر غذای روح است . آدمی باید به همان اندازه که درباره معاش خود فکر میکند درباره غذای روح خود نیز بیندیشد ، و همان مقدار مراقبتی که در غذاهای جسمی لازم و ضروری است ، در غذاهای روحی نیز لازم و ضروری است . علی علیه السلام میفرماید : " چرا مردم اگر در شب تاریک آنها را بر سر سفرهای بنشانند ، تا