حکمتها و اندرزها - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤
احاطه کرده است متوافق و هماهنگ و سازگار باشد . بالاتر اینکه انسان علاوه بر محیط طبیعی از آب و هوا و نور و منطقه و سرزمین سالم که مرض خیز نباشد یک محیط مخصوصا دیگر هم دارد و آن محیط و جو اجتماعی است که در آن زندگی میکند . برای جاندارانی که زندگی مدنی و اجتماعی ندارند دیگر محیط اجتماعی وجود ندارد ولی برای انسان محیط اجتماعی وجود دارد . البته بعضی از جانداران دیگر نیز زندگی اجتماعی دارند مثل زنبور عسل و بعضی از اقسام موریانه و مورچگان و بسیاری دیگر از حیوانات وحشی ، اما زندگی اجتماعی آنها چون به حکم غریزه و به صورت خودکار انجام میگیرد قهرا محیط اجتماعی آنها چیزی است شبیه محیط طبیعی ، بر خلاف انسان که شرایط اجتماعی را به طور خودکار ندارد و باید با فکر و اراده خود بسازد . اینجاست که دشواری کار زندگی بشر نمودار میشود . افراد انسانی که با ما و شما معاشرت دارند ، و آداب و عادات و اخلاق عمومی و قوانین و مقررات و طرز تشکیلات اجتماعی ، همه عواملی است اجتماعی که بر ما و شما احاطه دارد ، میبایست این امور با خواستههای ما و آرزوها و احتیاجات ما و خلاصه با زندگی مخصوص ما توافق و هماهنگی داشته باشد و هم زندگی مخصوص ما با اینها متوافق و سازگار باشد . اما آن توافق و انعطافی که در سازمان اجتماعی نسبت به فرد باید بوده باشد این است که جامعه منافع فرد را در ضمن مصالح اجتماع حفظ کند ، یعنی هدف اصلی یک زندگی اجتماعی نمیتواند فرد و منافع فردی باشد ، باید نوع و مصالح عمومی باشد ، باید اموری باشد که بقا و دوام و خوشی جمع را بهتر تضمین کند و بدیهی