حکمتها و اندرزها - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٦
حوادثی آن دسترنج از دستش میرود ، سرمای فقر او را بی برگ و نوا میسازد ، متاع دنیا ربوده شدن و سوختن و غرق شدن و هزاران آفت دیگر دارد ، در عین اینکه این حوادث موجب تأسف است ، برای یک روحیه سالم و با نشاط و امیدوار جای نگرانی نیست . همان طوری که اگر یک بدن ، جوان و سالم بود وارد شدن جراحتی چندان نگرانی ندارد زیرا دوباره نسجها به هم میآید ولی بدن ناسالم و مبتلا به مرض قند مثلا ، مدتها وقت لازم است تا بتواند یک زخم کوچک را جبران کند ، روحیه سالم و با نشاط و امیدوار نیز چنین است ، هر نقصی را جبران میکند . مصیبت آن وقتی است که آفت به ریشه درخت بخورد ، اگر آفت به ریشه خورد محفوظ ماندن شاخه و میوه و برگ و شکوفه اثر ندارد . اگر خدای ناخواسته آدمی در ناحیه روح و قلب و احساسات پژمرده و افسرده باشد ، ناراضی و ناخشنود باشد ، به جهان بدبین باشد ، خودش را تک و تنها و بی غمخوار و مدد کاری ببیند ، دیگر همچو شخصی نه برای خودش و نه برای دیگران مفید نخواهد بود ، آنچنان زندگی با مرگ چندان تفاوتی ندارد هر چند هزاران برگ و نوا داشته باشد . در قرآن کریم این تعبیر زیاد آمده که خسران و بدبختی آنجاست که آدمی در ناحیه معنی و روح ببازد ، باختن اثرات و ثمرات زندگی چندان اهمیت ندارد . زندگی اگر باشد ، همیشه اثرات و ثمرات دارد ، ولی خدای ناخواسته اگر آدمی مثلا امید و رجاء خود را ببازد و از دست بدهد اهمیت فوق العاده دارد . بالاتر از آن ، هنگامی است که ایمان و معرفت خود را ببازد ، زیرا ایمان است که منبع امید و رجاست ، ایمان است که توکل و اعتماد و امیدواری