حکمتها و اندرزها - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٠
شمشیر فرقش را شکافته ، وقتی که فرزندان عبدالمطلب یعنی خویشان و
اقربای نزدیک خود را آنجا میبیند و در قیافه خشمناک اینها میخواند که
ممکن است شهادت او و مرگ او سبب شود که آنها به عنوان مسبب و شریک
جرم ، خون عدهای را بریزند خطاب به آنها میفرماید : " « یا بنی
عبدالمطلب لا الفینکم تخضون دماء المسلمین خوضا تقولون قتل امیرالمؤمنین
قتل امیرالمؤمنین ، الا لا یقتلن بی الا قاتلی ، انظروا اذا انا مت من
ضربته هذه فاضربوه ضربة بضربة » " [١] نکند بعد از من در خون مردم
وارد شوید و قتل امیرالمؤمنین را شعار خود قرار دهید ، من اگر با این
ضربت مردم شما فقط یک ضربت به او بزنید نه بیشتر .
امیرالمؤمنین سیاست و هدفش همان احکام اسلام بود ، در بستر هم که
افتاده بود همان سیاست و همان هدف ورد زبانش بود ، به حسنین علیهما
السلام میفرماید :
« اوصیکما و جمیع ولدی و اهلی و من بلغه کتابی بتقوی الله و نظم امرکم
و صلاح ذات بینکم فانی سمعت جدکما صلی الله علیه و اله یقول : صلاح ذات
البین افضل من عامة الصلوه و الصیام ، الله الله فی الایتام فلا تغبوا
افواههم و لا یضیعوا بحضرتکم ، و الله الله فی جیرانکم فانهم وصیة نبیکم
مازال یوضی بهم حتی ظننا انه سیورثهم ، و الله الله فی القرآن لا یسبقکم
بالعمل به غیرکم ، و الله الله فی »
[١] نهج البلاغه ، نامه . ٤٧