حکمتها و اندرزها - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٣
بلکه مسؤول آن دو کار خود متهم کنندگان بودند : یکی خون عثمان که مستمسک اصحاب جمل و اصحاب صفین بود ، در صورتی که خود آنها در آن کار دست داشتند ، و یکی داستان حکمین که مستمسک خوارج بود و خود آنها به وجود آورنده آن داستان بودند . اکنون عرض میکنم دو موضوع دیگر هم بود که بعضی دیگر از راه خیر خواهی و کمک به امیرالمؤمنین پیشنهاد میکردند ولی برای آن حضرت اخلاقا مقدور نبود که بپذیرد . آن دو موضوع یکی تقسیم بیت المال بود که آن حضرت امتیازی برای بعضی نسبت به بعضی قائل نمیشد ، فرقی میان عرب و عجم ، ارباب وغلام ، قریشی و غیر قریشی نمیگذاشت ، و یکی دیگر به کار بردن اصل صراحت و امانت و صداقت در سیاست بود که به هیچ وجه حاضر نبود ذرهای از آن منحرف شود و تا حدی اصول تزویر و فریب و نیرنگ را به کار ببرد . همه اینها گذشته از این که در تاریخ ضبط شده ، در سخنان خود آن حضرت منعکس و موجود است . راجع به تقسیم علی السویه و رعایت اصل مساوات و تبعیض قائل نشدن میفرماید : " « أتامرونی ان اطلب النصر بالجور فیمن ولیت علیه ؟ و الله لا اطور به ما سمر سمیر » " به من پیشنهاد میکنید موفقیت را از راه جور و ستم بر مردمی که رعیت من هستند تأمین کنم ؟ به خدا قسم که تا دنیا دنیاست چنین چیزی برای من ممکن نیست . " « لو کان المال لی لسویت بینهم فکیف و انما المال مال الله » " اگر اینها مال شخصی خودم میبود و میخواستم بر مردم تقسیم کنم تبعیضی قائل نمیشدم تا چه رسد به اینکه بیت المال است ، مال خداست و ملک شخصی کسی نیست . بعد فرمود : " « الا و ان اعطاء المال فی غیر حقه تبذیر و اسراف و هو یرفع »