حکمتها و اندرزها - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣
بی بضاعتها و بیمارها و مجروحین و مصدومین و درماندگان کمک کنیم ، به همنوعان خود آزار نرسانیم ، بلکه در راه خدمت به نوع فداکاری کنیم ، جانفشانی کنیم ، عفیف و با تقوا باشیم ، به حقوق دیگران تجاوز نکنیم . همه اینها درست است و واقعا هم باید این چنین بود اما اگر از ما بپرسند که منطق این دستورها و فلسفهای که ما را قانع کند که منافع شخصی خود را فدای این امور کنیم و متحمل محرومیت بشویم چیست ؟ آیا میتوانیم با چشم پوشی از مساله خداشناسی جوابی بدهیم ؟ اینها همه به اصطلاح معنویات است و در جهت مخالف مادیات و منافع فردی است . سر سلسله معنویات خداشناسی است ، ممکن نیست از سر سلسله معنویات و از ریشه و بن و سرچشمه آنها چشم بپوشیم و آنگاه بتوانیم اصول معنوی داشته باشیم ، و از طرفی حتی مادی ترین مسلکهای جهان چارهای ندارند از اینکه سازمان اجتماعی خود را بر یک سلسله اصول معنوی و شرافتهای اخلاقی بسازند . انسانیت از خداشناسی نمیتواند جدا گردد ، یا خداشناسی است و یا سقوط در حیوانیت و منفعت پرستی و سبعیت و درندگی . منفعت پرستی به معنی واقعی کلمه یعنی اینکه آدمی واقعا بنده شهوت و شکم بوده باشد . یا باید بنده خدا بود و یا بنده شکم و دامن و جاه و مقام و پول و زر و زیور ، راه سوم ندارد ، اما اینکه کسی مدعی شرافت و اخلاق و تقوا و عفت باشد و در عین حال به خداشناسی که سرسلسله این امور است ایمان و اعتقاد نداشته باشد و هم باطلی بیش نیست . قرآن کریم مثلی ذکر میکند ، میفرماید :