حکمتها و اندرزها - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٩
ان یوجلونی حتی اخرج الیهم من مظالمهم " گفت : از مردم بخواه به من
مهلت بدهند ، من خواستههای آنها را به آنها میدهم . امام فرمود : مهلتی
لازم نیست ، آنهایی که در مدینه هستند که مهلت لازم ندارند ، آنها هم که
در سایر نقاط میباشند مهلتشان همین است که دستور تو به آنها ابلاغ شود .
ولی بعد مروان و دیگران آمدند و به عثمان گفتند اگر جواب مثبت به
خواستههای مردم بدهی مردم جری میشوند و کار تو مشکلتر خواهد شد . مروان
گفت : " والله لاقامة علی خطیة تستغفر الله منها اجمل من توبة تخوف
علیها " یعنی ادامه تو بر گناه و بعد استغفار کردن ، از توبهای که روی
تهدید مردم و تسلیم به خواستههای مردم باشد بهتر است .
بالاخره روز به روز بر مشکلات امر افزوده شد تا عثمان کشته شد ، مردم
مدینه آنهایی که از دست مظالم عمال و حکام گذشته به تنگ آمده بودند
بالاتفاق آمدند و از علی علیه السلام خواستار قبول زعامت شدند و به قدری
اصرار و ازدحام و اظهار رضایت کردند که خودش میفرماید چیزی نمانده بود
فرزندانم زیر دست و پای مردم پامال شوند . در یکی از خطبههای نهج البلاغه
میفرماید :
« و لسطتم یدی فکففتها و مددتموها فقبضتها ثم تداککتم علی تداک الابل
الهیم علی حیاضها یوم وردها حتی انقطعت النعل و سقط الرداء و وطی
الضعیف و بلغ من سرور الناس ببیعتهم ایای ان ابتهج بها الصغیر و هدج
الیها الکبیر و تحامل نحوها العلیل و حسرت الیها الکعاب » [١] .
[١] نهج البلاغه ، خطبه . ٢٢٩