حکمتها و اندرزها - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٦
اینها از جمله بیانات و کلماتی است که امیرالمؤمنین ( صلوات الله و سلامه علیه ) بعد از ضربت خوردن در حالی که در بستر افتاده بود ایراد فرمود ، میفرماید : مدتی من با شما بودم و بدن من مجاور شما بود ، عن قریب خواهید دید این بدن به شکل یک جثه خالی و ساکن و بی حرکت ، خاموش و بی زبان در جلو چشم شماست . شما باید از این سکوت و آرامی و از این سکوت و خاموشی پند بگیرید . زبان این حالت و این تغییر که چگونه آنهمه حرکتها و دلیریها و دلاوریها تبدیل شد به سکون و آرامی و آنهمه فصاحتها و بلاغتها یکمرتبه تبدیل شد به سکوت و خاموشی ، از هر منطق و هر بیانی رساتر و گویاتر است . هر اندازه خطیب و گوینده میخواست با زبان خود فنا و زوال دنیا و آخر رسیدن عمر را مجسم کند نمیتوانست این طور بیان کند که عن قریب به چشم خود میبینید . بعد فرمود : من خواهم رفت اما شما مرا بعد از رفتن من خواهید شناخت ، بعدا معلوم خواهد شد که من چه میگفتم و چه میخواستم و چه منظوری داشتم ، وقتی که جای من خالی شد و کسی دیگر به جای من نشست و زمام امور را به دست گرفت من شناخته خواهم شد . رفتن و مردن من پایان کار من نیست ، پرونده من با مردن بسته نخواهد شد ، تخمی که در این مدت در میان این تلخیها و سختیها کاشتم تدریجا خواهد رویید و ثمره خواهد داد . دوره خلافت کوتاه امیرالمؤمنین پر از فتنه و آشوب است و در یک جریان بحرانی عظیم در کشور اسلامی بود که امیرالمؤمنین زمام امور را به دست گرفت ، تخمهای فتنه و آشوب از سالها پیش کاشته شده بود ، روزگار آبستن حوادث ناگواری بود که نوبت خلافت به