معاد - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٩
میگویند در واقع در عالم هم هیچ کار باطلی وجود ندارد . همه کارهای لغو و باطلی که ما در دنیا میگوییم ، لغو و باطلهای نسبی است ، و این یک حقیقتی است . بعضی از افراد عادت دارند با تسبیح بازی کنند . اگر از خود آنها بپرسید شما چرا این تسبیح را میگردانید ، فایده این کار چیست ؟ میگویند هیچ . این راست است ولی آن طور هم که خودشان میگویند بیفایده نیست ، یعنی اگر بگوییم آیا شما بر اساس منطق این کار را میکنید ، از نظر اینکه شما یک مرد صاحب عقل و منطقی هستید ، فکری کردهاید و اثری بر این کار فرض میکنید ؟ میگویند نه . پس این کار بیهوده است . اما این کار را که عقل و منطق آنها نمیکند ، یک عادتی در دستشان هست و آسایش آنها به این است که این کار را بکنند . از نظر آن قوهای که آسایشش در این کار تأمین میشود ، این کار لغو نیست ، از نظر آن قوهای لغو است که فعالیتی در اینجا نداشته است . خدا میگوید کار ما بازی نیست ، یعنی ما نخواستیم خودمان را سرگرم کنیم ، خوش باشیم بدون اینکه بر عمل و فعل ما اثری بار باشد و حقیقتی در آن باشد . خلقت مثل کار بچه نیست که اثرش فقط سرگرمی خودش است ، تفنن خودش است ، تفریح خودش است ، بدون آنکه بر کارش اثری بار باشد . پس این هم یک منطقی است در قرآن که میگوید اگر قیامتی نباشد معنایش این است که این خلقت لغو باشد ، با این تفاوت که در اینجا میگوید خلقت آسمانها و زمین و هر چه در وسط است باید لغو باشد ، در آنجا [ سوره مؤمنون ] راجع به خصوص بنی آدم بود که باید خلقت بنی آدم عبث باشد . در سوره جاثیه میفرماید : " « ام حسب الذین اجترحوا السیئات ان نجعلهم کالذین امنوا و عملوا الصالحات سواء محیاهم و مماتهم ساء ما یحکمون »" آیا این گناهکاران خیال کردهاند که ما آنها را در ردیف مؤمنین و صالحان قرار میدهیم ، زندگی اینها با آنها و مردن اینها با آنها یک جور خواهد بود ؟ یعنی برای عمل نیک و بد هیچ تفاوتی در مقیاس ما نیست ؟ خیلی بد حکم و قضاوت کردند ، غلط فکر کردند . " « و خلق الله السموات و الارض بالحق »" خدا آسمانها و زمین را به حق آفرید . یعنی این فکری که اینها میکنند که خوب و بد ، ایمان و عمل صالح با بیایمانی و بدکرداری نتیجهاش مساوی است ، معنایش این است که خلقت آسمان و زمین بر حق نباشد ، به باطل باشد ، نه ، خدا به