معاد - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٦
من الان به آقای مهندس مطلبی را عرض میکنم که قبلا فکر کنند ، شاید خودشان جوابش را پیدا کنند : مسأله مهم این است که اگر ما این مسأله را هم حل کنیم ، حتی ثابت کنیم که عالم ما رو به قیامت میرود و روزی خواهد شد که وضع عالم ما همان وضعی میشود که قرآن درباره قیامت توصیف کرده ، مسأله بقای شخص ما چه خواهد شد ؟ یعنی بحثی که روزهای اول کردیم آیا ما که میمیریم ، به عنوان یک فرد و شخص باقی هستیم یا باقی نیستیم ؟ و اگر به عنوان فرد و شخص باقی هستیم که عرض کردیم مطابق آنچه قرآن میگوید قطعا ما به عنوان فرد و شخص باقی هستیم این فرد و شخص باقی ، با عالم که به سوی قیامت میرود چه حالتی پیدا میکند ؟ عالم به سوی ما خواهد آمد ؟ ما به این عالم بر میگردیم ؟ و اگر بگوییم فرد و شخص باقی نیست ، تکلیف جزا و پاداش و کیفر و بقای شخصیت که نص قرآن است چه میشود ؟ - البته در بحث دو عالم وارد شدن خیلی مشکل است ! آقای مطهری بین ما از لحاظ مطالعات قدیمی شاخص هستند ، آقای مهندس بازرگان هم استاد همه ما بودهاند و در تطبیق دین با معارف جدید از همه استادتر . آقای مهندس بازرگان فرمودند بشر یا هر موجود ذی حیاتی در بدو پیدایش ، انرژی فعالش زیادتر است و بعد به تدریج این انرژی تبدیل میشود ، آن قسمت قابل استفادهاش کم میشود و آن انرژی بی خاصیتش که آنتروپی است زیادتر میشود و این در دنباله این بحث بود که آقای مطهری میخواستند از تکامل فردی برای اثبات روح استنتاج کنند و آقای مهندس بازرگان میفرمودند تکامل فردی بر مسأله اثبات روح تطبیق نمیکند . آقای مطهری فرمودند استدلال قرآن درباره تکامل فردی است . البته استدلال قرآن روی تکامل فردی است ولی نبایست تکامل را به آن معنا بگیریم . درجاتی که قرآن در خلقت متذکر میشود : " « ثم جعلناه نطفة فی قرار مکین . . . ثم انشأناه خلقا اخر فتبارک الله احسن الخالقین » " توجه به نتیجهدار بودن این تغییرات است . قرآن نوع این تبدیل هدایت شده را میخواهد بیان کند . قرآن نظرش این است که اگر این تغییرات تغییرات هدایت شدهای نبود ممکن بود مضر واقع شود و اصلا این انرژی هدر برود ، در حالی که شما میبینید این تغییرات مفید واقع شده است . پس یک مدبری هست که این تغییرات را یک تغییرات هدایت شدهای میکند تا نتیجه