معاد - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٨
بزرگوار [١] .
در سوره دخان میفرماید : " « ان هؤلاء لیقولون ٠ ان هی الا موتتنا الاولی
و ما نحن بمنشرین »" آنها میگویند که جز مردن اولی ما مردن دیگری نیست
. این مسأله مردن اولیه را هم جلسه گذشته بحث کردیم " « ربنا امتنا
اثنتین و احییتنا اثنتین »" [٢] . از قرآن استفاده میشود که مردم بعد
از این زندگی دو مردن دارند : یک مردن که وارد عالم برزخ میشوند ، و
انتقال از برزخ به قیامت هم از نظر قرآن مردنی است و حیاتی ، یعنی
انتقال از یک حیات به حیات دیگر است که از آن تعبیر به مردن میشود .
آنها هم گفتند جز همین یک مردن ، مردن دیگری نداریم ، یعنی پس قهرا بعد
از این حیاتی نیست که باز مردنی و حیاتی باشد . " « فأتوا بابائنا ان
کنتم صادقین »" اگر راست میگویید که پدرهای ما هستند ، پس بگویید
آنها را بیاورند . این " « فأتوا بابائنا »" مشعر به این است که
انبیاء به آنها میگفتند پدرهایتان هم نمردهاند و در واقع زندهاند ،
میگفتند پس آنها را بیاورید تا ما ببینیم . " « ا هم خیر ام قوم تبع و
الذین من قبلهم اهلکناهم انهم کانوا مجرمین »" . شاهد هم آیه بعد است
: " « و ما خلقنا السموات و الارض و ما بینهما لاعبین ٠ ما خلقناهما الا
بالحق و لکن اکثرهم لا یعلمون ٠ ان یوم الفصل میقاتهم اجمعین »" [٣]
ما آسمانها و زمین و آنچه در میان آنها هست خلق نکردیم که بخواهیم بازی
کرده باشیم .
تفاوت لعب با باطل
لعب با باطل این تفاوت را دارد : کار بچه را که به آن بازی میگوییم ، هم حق است و هم باطل ، لعب است از نظر اصل کار ، یعنی اگر ما نظر به آن کاری که بچه میکند بیندازیم ، مثلا اگر آن عمل توپ بازی را مورد نظر قرار دهیم ، چه اثری بر این توپ بازی بار است ؟ هیچ ، عملش بیهوده است ولی برای بچه بیهوده نیست ، چون نفس بازی کردن برای او خوب است ، مایه رشد روحی و جسمی اوست . و لهذا[١] در قرآن هر جا که " عرش " اطلاق میشود ، مقام زمامداری خداوند است ، آن شأن و صفتی که به موجب آن اختیار تمام اشیاء در دست اوست و همه چیز در نزد او متمرکز میشود . عرش ، یک جسم و جای خاصی نیست ، مقامی از مقامات ربوبی است . [٢] مؤمن / . ١١ [٣] دخان / ٣٤ - . ٤٠