معاد - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧
مجبور بودند به نوعی توجیه و تأویل کنند ، این است که قرآن مدعی است
این نظامات موجودی که الان داریم ، ماه و خورشید و ستارگان و این وضع
زمین و دریاها و کوهها ، روزی خواهد رسید که تمام اینها زیر و رو میشود .
تقریبا همان طوری که قرآن میگوید ، در ابتدا اینها به شکل دخان ( دود )
بود ، بعد به این صورت در آمده است . از قرآن میشود استنباط کرد که بعد
هم به همین صورت در خواهد آمد . ولی این با علم قدیم قابل حل نبود ، علم
قدیم قبول نمیکرد که این طور باشد ، نه قبلش را قبول میکرد که به این
شکل بوده [ و نه بعدش را که به همین شکل در خواهد آمد ] . علم قدیم فرض
میکرد که نظام افلاک از همان قدیم همین طور بوده که هست و تا ابد هم
همین طور خواهد بود ، و این بود که مشکلاتی ایجاد میشد .
قرآن میگوید : " « اذا الشمس کورت »" [١] یک وقتی خواهد آمد که
این خورشید ما تکویر میشود یعنی کدر میشود ، نورش از آن گرفته میشود ،
خاموش میشود ، " « و اذا النجوم انکدرت » " [٢] و این ستارگان
حالتی پیدا میکنند که منکدر میشوند یعنی دیگر آن درخشندگی را نخواهند
داشت ، " « و اذا البحار سجرت » " [٣] این دریاها مثل دیگی که به
جوش میآید تبدیل به بخار خواهد شد .
یا مثلا زلزلههایی زمین را خواهد گرفت که انسان در میماند که چه وضعی
رخ داده ، خیلی برای انسان غیر مترقب است : " « اذا زلزلت الارض
زلزالها »" آن وقت که زمین آن زلزله خودش را ایجاد کند . " آن زلزله
" اشاره به نوع خاص زلزله است و با زلزلههای دیگری که در دنیا پیدا
شده و در گوشهای عدهای را از بین برده خیلی فرق دارد . آن ، زلزلهای است
که دیگر هیچ چیزی به حال خودش باقی نخواهد بود " « و اخرجت الارض
اثقالها »" و زمین اشیاء و زین خودش را از درون خودش بیرون بکشد (
ظاهرا مقصود انسانهاست که از درون زمین بیرون میآیند ) ، " « و قال
الانسان ما لها »" انسان آن وقت میگوید چه شده ، چه خبر است ؟ یعنی
برای انسان غیر مترقب است ، عادی نیست ، غیر عادی است ، مثل زلزلههای
همیشه نیست که بگوییم خوب دیگر زلزله است ، " « یومئذ تحدث اخبارها
" آن وقت زمین تمام قضایای خودش را نقل خواهد
[١] تکویر / [١] [٢] تکویر / [٢] [٣] تکویر / [٦]