معاد - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٧
فکر در متون اسلامی ] نمیشود تردید کرد .
مثلا نماز میت یک چیزی است که دیگر در قرن دوم و سوم اختراع نشده ،
در صدر اسلام ، شیعه و سنی آن را با واجبات و مستحباتش روزی صدها و
هزارها بار میخوانده اند . در نماز میت قبل از آخرین تکبیر و آخرین
دعایش که درباره خود میت دعا میکنیم با این جمله شروع میشود : "
²اللهم ان هذا المسجا قدامنا عبدک و ابن عبدک نزل بک و انت خیر منزول
به . . . اللهم انک قبضت روحه الیک فقد احتاج الی رحمتک و انت غنی
عن عذابه . اللهم ان کان محسنا فزد فی احسانه و ان کان مسیئا فتجاوز عن
سیئاته » " خدایا تو روح این [ میت ] را به سوی خودت قبض کردهای و
اکنون او نیازمند به رحمت توست ، " « و انت غنی عن عذابه » " و تو
از عذاب او بینیازی . غرضم جمله اولش است : " خدایا تو روح او را
قبض کردی " . ما از صدر اسلام تا امروز ، هر مردهای که داشتهایم ، این
جزء دعاهای مستحبی است که برایش خوانده میشده است [١] . میگوییم :
خدایا تو روح او را قبض کردی . بگذریم از مسائلی از قبیل سؤال عالم قبر
و . . . چون هر یک از آنها را به تنهایی ممکن است کسی مورد مناقشه قرار
بدهد ولی در مجموعش نه . دیگر من بیش از این راجع به اخبار و احادیث
بحث نمیکنم . لازم میدانستم که برایتان قسمتهایی از نهج البلاغه را عرض
کرده باشم .
انکار روح در کتاب " راه طی شده "
حال برویم دنبال بحثی که در جلسه گذشته کردیم . در جلسه گذشته عرض کردم که جناب آقای مهندس بازرگان با اینکه در چندین کتابشان که من خواندهام و شاید بعضی کتابهایشان که من نخواندهام مثل راه طی شده یا مسأله وحی ، مسأله روح را انکار میکنند و مدعی هستند اینکه انسان دارای روحی مجرد است یک فکر یونانی است که وارد عالم اسلام شده است و در متن اسلام چنین چیزی وجود نداشته است ، ولی خود ایشان در کتاب ذره بیانتها که به عقیده من ، هم بهترین کتاب آقای مهندس بازرگان است و هم یکی از کتابهای نفیسی است که در عصر ما نوشته شده است ،[١] اینکه " هر مردهای " میگویم [ نه اینکه برای همه اموات خوانده میشود ] چون این جزء دعاهای مستحب است و برای بسیاری از اموات به همان واجباتش قناعت میشود .