معاد - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٦
منشأ پیدایش حیات هر چه میخواهد باشد ، ما درباره ماهیت حیات بحث میکنیم نه درباره منشأ اولیهاش : " این یک جریان ضد انتروپی یعنی مخالف اصل دوم ترمودینامیک ( اصل کهولت ) است " . بسیار نکته عالیای است ولی از نظر مواد استدلال ، همان استدلال اولی است که ماده اضافهای برایش پیدا کردهایم ، نه اینکه یک برهان علیحده است . روی حسابهای منطقی ، ما ایندو را نمیتوانیم دو برهان حساب کنیم ، یک برهان است که برایش مثالهای گوناگونی پیدا کردهایم . خود مسأله حیات یک مسأله بسیار قابل توجهی است . قدما این را به شکل دیگری میگفتند ، آنها میگفتند اگر ماشینی یا اتاقی یا ساختمانی بسازیم ، از روز اول رو به انهدام و فرسودگی میرود ولی موجود زنده از اولی که پیدا میشود رو به تکامل میرود ، بعد رو به فرسودگی ، گو اینکه آنها آن فرسودگی را هم فرسودگی واقعی تلقی نمیکردند و میگفتند آن قوهای که رو به تکامل میرود فرسوده نمیشود ، آن قوه ارتباطش را با آن موجودی که داشت تکمیلش میکرد تدریجا قطع میکند . میگفتند پس این خود دلیل بر آن است که حیات ، خودش یک حقیقتی است حاکم بر ماده . ایشان میفرمایند : " همان طور که در " اسلام جوان " توضیح داده شده است تشکیل موجود زنده یعنی تبدیل اجسام ساده معدنی به سلولهای زنجیری یا حلقوی فوق العاده پیچیده متشکل آلی و حیاتی هم از نظر قانون احتمالات عملا محال است و هم از جهت اصل آنتروپی ، زیرا ترتیب و تشکل و تفصیل و تخصصی که لازمه ترکیبات زنده و عمل اعضاء و نسوج است درست عکس همواری و یکنواختی و همسطحی است که لازمه افزایش آنتروپی میباشد . فرسودگی و پیری و مرگ موجودات زنده آن چیزی است که با قانون احتمالات و با قانون آنتروپی مطابقت دارد . . . پدیدار شدن حیات و موجودات زنده ، چه در قدم نخستین و چه در هر تولید مثل و توالد و تجدید ، به هیچ وجه با اصل کهولت که بر کلیه مواد و انرژیها یعنی بر جهان دو عنصری حکومت دارد تطبیق نمیکند " . کأنه این طور است : در این جهان دو قانون هست : حیات و موت . از آن جهت که در ارکان