معاد - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٠
[ وقتی میگوید ] : " من میاندیشم پس من هستم " من را یک چیز حساب کرده است ، اندیشه را چیز دیگری . " من میاندیشم " همان " اندیشه میکنم " است ، هر چه که بشود گفت بیش از این نیست ، " اندیشه میکنم " [ یعنی ] اندیشه وجود دارد . " من میاندیشم " جز اینکه " من همان اندیشه هستم " چیز دیگری نیست ، نه اینکه من چیزی است و اندیشه چیزی است ، من چیزی است که میاندیشد و من چون میاندیشم پس من وجود دارم . نه ، من یعنی مجموعه همین اندیشهها ، مجموعه همین خاطرات متسلسلی که مرتب پشت سر یکدیگر ، همدیگر را تعقیب میکنند . ما خیال میکنیم این دو چیز است . این مثل آن است که ما در کنار جوی آب نشستهایم و این ذرات آب ملکولهایی هستند جدا از هم درست مثل فوج سربازی که دارند از جلوی ما رد میشوند و حرکت میکنند ولی چشم ما که آحاد را نمیبیند خیال میکند که این آب یک موجود است که همین طور امتداد و کشش دارد و دارد میرود ، یک موجود نیست ، واقعا متکثر و متعدد است و ما خیال میکنیم یکی است . یا مثل یک زنجیری است که از جلوی ما بیایند عبور بدهند که این حلقات متصل به یکدیگر میآیند و میگذرند و ما خیال میکنیم زنجیر خودش یک واقعیتی است ، دیگر زنجیری وجود ندارد ، زنجیر یعنی مجموع این حلقههایی که به یکدیگر متصل هستند . این من ( که میگویم من ) به عنوان یک شیء دیگری وجود ندارد ، من یعنی این حلقات خاطرات که پشت سر یکدیگر میآیند و میگذرند ، همین است ، چیز دیگری نیست . ولی این مطلب مطلب درستی نیست . این خاطرات که میآیند و میگذرند ، خاطرات مطلق نیستند . همه این خاطرات خاطرات وابسته هستند و لهذا اگر عین خاطرات ذهن من در ذهن شما بیایند ، آمدهاند ولی آن خاطرات وابسته به یک جا هستند و این خاطرات وابسته به جای دیگر ، یعنی اگر من در ذهن خودم صورت مسجد شاه اصفهان را تصور میکنم ، یک تصور مطلق در ذهن من نیست ، در ذهن شما هم تصور مطلق نیست که بگوییم آن حلقه زنجیری است ، این هم حلقه زنجیر دیگری است . آن تصور تصور وابسته به من ( یک من خاص ) است ، در واقع تجلیات آن من است . " من میبینم " ، آن بینشی که در من وجود دارد بینش مطلق نیست ، بینش من است ، " شما میبینید " ، باز بینشی که در شما وجود دارد بینش مطلق نیست ، بینش شماست . اینها را نمیشود به دانههای زنجیر تشبیه کرد که هر کدام جداست و به هیچ جا ارتباط و اتصال ندارد . اگر تشبیه درست باشد ، اینها را به حبابهای روی یک