معاد - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٥
یک عده مردم مستضعف ( یعنی ضعیف شمرده شده ) ، به حساب نیامده ، یک
مردم بیچارهای بودیم ، دستمان نمیرسید به دین و خدا و پیغمبر و دستور و
این جور چیزها .
البته خود آیه حکایت میکند احادیث هم وارد شده که درباره گروهی از
مسلمانان است که در بلاد کفر زندگی میکردند در حالی که مسلمان بودند و
وظیفهشان این بود که هجرت کنند بیایند به بلاد اسلام ولی دیگر حال و همت
هجرت کردن را نداشتند ، همان جا میمانند در حالی که در آنجا وسیله دینی
هیچ برایشان موجود نبود ، نمیدانس تند حالا که مسلمانند چه طور عمل کنند .
هر مسلمانی اگر در چنین شرایطی قرار گرفت هجرت کردن برایش واجب است
. " « قالوا الم تکن ارض الله واسعه فتهاجروا فیها » " فرشتهها
میگویند : آیا زمین خدا فراخ نبود که مهاجرت کنید ؟
این یک مکالمه است که قرآن صریحا مکالمه میان فرشتگان و گروهی از
مردم که آنها را مستضعفین مینامد [ بیان میکند ] . اینها دیگر از شهدا
نیستند ، از بیچارهها و بدبختها و مستضعفین هستند . قرآن گفته امر اینها
با خداست ، تکلیف اینها را روشن نکرده است . به هر حال اینها جزء شهدا
و سعدا نیستند . این چه چیزی را نشان میدهد ؟ آیا نشان نمیدهد که از نظر
قرآن ، این مستضعفین بعد از مردن از یک نوع حیاتی برخوردار هستند ؟
باز درباره یک عده دیگر میگوید : " « الذین تتوفیهم الملائکة طیبین
یقولون سلام علیکم »" [١] آنهایی که در حالی که پاکیزه هستند و ملائکه
آنها را تحویل میگیرند ، ملائکه به آنها درود میفرستند .
این هم یک تیپ آیات که مذاکرات و مکالماتی که میان ملائکه و اموات
بلا فاصله بعد از مردن است بیان میکند . آیات دیگری هم در این زمینه
وجود دارد .
مؤمن آل یاسین
آیات دیگری هم ما در این زمینه داریم که راجع به فرد و شخص است ، سرگذشت است ولی از سرگذشت معلوم میشود که قرآن حیاتی بعد از مردن و قبل از[١] نحل / . ٣٢