معاد - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٧
آن طرز تفکر بوده ، که اصلا قطع نظر از هر حرف دیگری ، از نظر توحیدی غلط است . اما مسأله دیگر ، این طور نیست که ما اصراری داشته باشیم که علم تکامل پیدا نکرده و آنچه حرف بوده قدما گفتهاند . ولی مسأله همان مسأله شعر نو و شعر قدیم است که امروز در روزنامهها خیلی محل بحث است . شک ندارد که شعر هم مثل هزار چیز دیگر قابلیت تکامل دارد . یک حسابی در دنیا نیامده که باید قضیه شعر بر سعدی و یا حداکثر بر جامی وقف شده باشد و دیگر بعد از این نباید کسی که استعدادش به اندازه استعداد سعدی یا حافظ یا مولوی یا جامی یا نظامی باشد به وجود بیاید . آخر دلیل ندارد که به وجود نیاید ، و اگر هم به وجود بیاید چون شاعر مایه الهام میخواهد ، امروز مایه الهام برای شاعر از قدیم بیشتر است . شعر که تنها احساس و عاطفه نیست ، فکر و اندیشه هم در آن وجود دارد ، فکر و اندیشها ی است که آمیخته با عاطفه است . ولی با همه این حرفها ما نمیتوانیم تنها زمان را مقیاس بگیریم ، بگوییم به دلیل اینکه همه چیز در حال تکامل است ، بنابر این مثلا شعرهای نیما حتما در حد اعلایی از شعر است و هفت قرن از شعر سعدی جلو است . اگر کسی بیاید روی ایرج میرزا حساب کند که اتفاقا کسی حساب نمیکند ا یرج میرزا شعر نو گفته ، یعنی مضمونهای نو خلق کرده که مضمونهای نو او را نه سعدی گفته نه حافظ ، منتها یک آدم به اصطلاح الدنگی بوده و بیشتر دنبال هرزگی میرفته و در آنچه که میخواسته و دنبال میکرده ، بسیار عالی گفته است . جایی هم که در غیر این [ مضمونها ] گفته خیلی خوب گفته ، مثل شعری که راجع به کارگر گفته است . مسأله تقدیس کارگر مفهوم جدیدی است که برای حافظ و سعدی مطرح نبوده ولی برای ایرج میرزا مطرح بوده است . ببینید در آن شعری که راجع به کارگر گفته چقدر ابتکار به خرج داده است ! یا اعتراض به خلقت ، همه اعتراض به خلقت کردهاند ، از ناصر خسرو حکیم گرفته تا دیگران ( حالا اعتراضشان یا به اصطلاح دلال عارف بوده یعنی شوخی با خداست یا اعتراض جدی ) ، ایرج میرزا هم اعتراض کرده ، ولی اعتراضهای ایرج میرزا بر اساس مفاهیم جدید امروز است ، مفهوم جدیدی است که عصر به او داده است :
| کاش چرخ از حرکت خسته شود |
| در فابریک خدا بسته شود |
| ترن چرخ ز رفتار افتد |
| موتور نامیه از کار افتد |