معاد - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٣
خوب میگوید : " « من جاء بالحسنة فله عشر امثالها »" و درباره کارهای
بد میگوید : " « فلا یجزی الا مثلها »" در حالی که میبینیم در کارهای بد
، بینهایت مثل آن جزا داده میشود .
استاد : من خیال میکنم جواب این سؤال داده شد ، چون " مثل " آنجا
متوجه کمیت نیست ، بلکه ما بالاتر میگوییم ، میگوییم : " فلا یجزی الا
عینها " چون عین هر چیزی قهرا " مثل " هم دربارهاش صادق است ، یعنی
کسی که کار بد میکند خدا زائد بر آنچه که کرده است او را مجازات نمیکند
، چون او مجازاتش عین عملش است ، چیز دیگری نیست . وقتی ما میگوییم
آتش قیامت همانی است که خودش افروخته ، همین عمل است ، نفس عمل
است که در آنجا تجسم پیدا میکند ، پس چیز زائدی نیست ، چون جزا با عمل
دو تا نیست که بگوییم این بیشتر از آن است . خودش که از خودش هیچ
وقت بیشتر نیست ، منتها چون خودش را در اینجا میبیند و وجود اینجایش
را میبیند محدود است ، میگوید پس این چیز دیگری است ، من محدود بودم و
این نامحدود است . نه ، او خود شیء نامحدود را الان خلق کرده است . این
آدمی که کار بد میکند ، الان خودش برای خودش و به دست خودش یک عذاب
نامحدود خلق کرده است . جلسه پیش هم گفتیم که معنی نامحدود این نیست
که واقعا خلود در جهنم است . خالد به معنای [ حقیقی ] بالاخره خیلی کم
خواهند بود ولی شک ندارد که [ زمان آن ] خیلی زیادتر از [ زمانهای محدود
] است ، " « لابثین فیها احقابا »" [١] است . این عملی که این شخص
انجام میدهد ، در قیامت به او میگویند ما چیز دیگری اضافه به تو نمیدهیم
، ما عمل خودت را به خودت داریم میدهیم ، ما چیزی اضافه به تو ندادهایم
. پس " « لا یجزی الا مثلها »" چیز اضافه نیست . ولی در مسأله بهشت ،
چون این [ عمل بد ] در خلاف جهت نظام عالم است و آن [ عمل خوب ] در
جهت نظام عالم است ، آن طبعا میتواند باور باشد ، یعنی میتواند زمینه
باشد برای اینکه از طرف خداوند فیض بیشتری هم به آن افاضه شود ولی در
بعد [ کار بد ] نه ، همان خودش است و غیر خودش چیزی نیست .
- " « مثلها »" یعنی مانند اینکه یک کسی گندم بکارد و نتیجه آن
هفتصد دانه شود . او نباید
[١] نبأ / . ٢٣