معاد - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٠
غیر انسان هم اطلاق شده است ، همچنانکه اگر ما حقیقت وحی را هم روح
بدانیم ، باز درست گفتهایم چون وحی الهی هم مسلم یک حقیقتی است که از
افق مافوق زمان و مکان بر افق زمان و مکان وارد میشود ، یعنی آن هم از
جنس امر پروردگار است ، یعنی یک وجود تدریجی نیست که باید نطفهاش در
طبیعت پیدا شود و در زمان و مکان تکامل پیدا کند تا وحی شود ، زمینه که
اینجا آماده شد ، وحی هم امر پروردگار است که فرود میآید .
این ، خلاصه نوع توجیهی است که آقای طباطبایی کردهاند و البته عرض
کردم این ابتکار ایشان نیست ، قبل از ایشان ، دیگران این حرف را
گفتهاند و حتی در کلمات ملا صدرا هم همین حرفها هست که " امر " با "
خلق " در قرآن فرق میکند و از این موارد استعمال مختلف ، این استنتاجها
را خواستهاند بکنند . ولی یک مطلب هست و آن این است که این آقایان
مدعی هستند غیر از روحی که در عرض ملائکه قرار گرفته است و غیر از روحی
که در مورد وحی است ( اعم از اینکه خود آیات قرآن باشد یا فرشته حامل
وحی باشد ) در مورد موجودات این عالم ، در مورد غیر انسان ، دیگر کلمه
روح اطلاق نشده است ، یعنی مثلا ما در قرآن یک چیزی نداریم که استنباط
شود گیاهان هم دارای نوعی روح به این معنا هستند یا حیوانها هم دارای
نوعی روح که یک موجود امری باشد هستند [١] ، یا در جمادات این عالم ،
مثلا نفت که به وجود میآید ، بالاخره ترکیبی است از عناصر و این عناصر که
ترکیب میشوند شیء ثالثی با خواص دیگری به وجود میآید ، دیده نشده است
که قرآن نام روح بر اینها بگذارد ، ولی در مورد انسان قدر مسلم گفته است
و در مورد حیوان الان نمیتوانم اظهار نظر قطعی کنم که هست یا نیست .
ریشههای علمی فکر روح
مطلب دیگر اینکه میخواهیم ببینیم از جنبه علمی و فلسفی ، این فرضیهای که منتهی شده به فرضیه روح ، از کجا پیدا شده است ؟ اصلا این فکر از کجا پیدا شده ؟ یکی از دو ریشه این فکر مسألهای است که در قدیم هم مطرح بوده ، امروز هم مطرح[١] در حیوان [ اثبات این مدعا ] قدری مشکلتر است ، بعضی یک نوع استدلالی میک نند .