معاد - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨١
خارج به آن کمک و امداد نرسد و چیزی وارد نشود یک سرمایه ثابتی است ، یک انرژی است . آنوقت این انرژی دائما رو به تنزل میرود ، یعنی آن سهمیه غیر مفید و غیر مؤثر مرتبا زیاد میشود ، سهمیه مفید و مؤثر کم میشود . از این نکته در شیمی خیلی استفاده میکنند . اغلب قوانین شیمیایی و فیزیکی را روی همین به دست میآورند ، یعنی جستجو میکنند که انرژی مؤثر کی مینیمم میشود ، آن حالت تعادل است . وقتی مثلا یک مقدار اسید و یک مقدار باز با هم فعل و انفعال میکنند یا در یک ظرفی ترکیبات مختلفی هست ، هر قدر انرژی مؤثر بیشتر باشد سرعت فعل و انفعال و عملیات بیشتر است . آن سرعت به صفر میرسد یعنی حالت تعادل پیدا میشود وقتی انرژی مؤثر مینیمم باشد و بنابر این آنتروپی ماکزیمم باشد . در مورد موجود زنده و همین مثال بچه اتفاقا بر خلاف آنچه به صورت ظاهر جلوه میکند ، بچه که به دنیا میآید و حتی در نطفهاش انرژی مؤثر ماکزیمم است ، در ما که جنب و جوش داریم ، حرف میزنیم ، حرکاتی داریم ، آنتروپی بیشتر است منتها آنتروپی واحد ، یعنی کل آنتروپی یا کل انرژی تقسیم بر وزن . در ابتدا سرمایهای که پدر و مادر یا خلقت به بچه دادهاند ، آن سرمایه صد در صد انرژی مؤثر است و به فرمایش حضرت امیر که فرمودند شما از همان روز تولد به طرف مرگ میروید ، این یک حقیقتی است . درست بر خلاف آنچه که گفتهاند یا به نظر میآید ، شخص یک قوس صعودی و نزولی پیدا نمیکند که مثلا از بچگی رفته رفته قدرتش ، جثهاش ، قامتش رو به ترقی میرود ، مثلا به سن چهل سالگی که رسید سیر نزولی پیدا میکند . نه ، از همان اول به طرف مرگ میرود ، از همان اول آنتروپی ترقی میکند . بنابراین ، مسأله تکامل فردی تأییدی است بر اینکه دخالت یا لزوم و وجوب امر یا وحی در اینجا نمیتواند صدق کند و نشانه خارجی این قضیه این است : شما بچه را وقتی که نگاه کنید میبینید دائما پاهایش حرکت میکند ، دستش حرکت میکند . این همان انرژی مؤثر است . در بچه این تحرک و میل به جنب و جوش فوق العاده زیاد است . سن که زیاد میشود ، یعنی وقتی که بچه چهار ساله هفت ساله میشود ، به مدرسه میرود ، از کلاس اول به کلاس دوم و سوم میرود ، همینکه میگویند بچه معقول و سر به راهی شده ، این یعنی آنتروپی او زیاد شده ، انرژی مؤثر کم شده است . این درست بر خلاف تکامل است ، در حال تنزل است . انسان از همان نطفه اول در حال تنزل است ، منتها ظاهر نشده است . تکامل فردی نمیتواند دخالت یک موجود دیگری یعنی خدا یا چیز دیگری را درست و حسابی توجیه کند ، برای اینکه در مقابل میتوانم بگویم طبیعتی است که بنده برای اینکه زندگی کنم ، در مقابل سختیها و مشکلات به تلاش و تفکر درمیآیم ، کاری میکنم که بتوانم خودم را زنده