معاد - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨
کرد " « بان ربک اوحی لها » " به موجب اینکه پروردگار تو به او وحی
کرده است ، به او تعلیم کرده است " « یومئذ یصدر الناس اشتاتا لیروا
اعمالهم »" آن وقت است که مردم گروه گروه بیرون میروند برای اینکه
عملهایشان به آنها ارائه داده شود " « فمن یعمل مثقال ذرش خیرا یره ٠ و
من یعمل مثقال ذرش شرا یره » " [١] . الان برای ما این امر لا اقل به
صورت یک امر خیلی محتمل است ، کی میتواند بگوید چنین وضعی پیش نمیآید
؟
" « اذا السماء انفطرت ٠ و اذا الکواکب انتثرت » " [٢] یا "
« اذا السماء انشقت »" [٣] اینها یک چیزهایی است که لا اقل رفع مانع
شده ، اگر علم نتواند چنین روزی را پیش بینی کند ولی نفی هم نمیتواند
بکند ، یعنی لا اقل بر خلاف علم نیست .
ولی به هر حال اگر کسانی هم راهی را رفتهاند ، نه این است که آن راه
را رفتهان د بدون اینکه هیچ الهامی گرفته باشند یا بدون اینکه هیچ کمکی
به ما کرده باشند ، راهی است که بالاخره آنها هم رفتهاند . مسلم ما از
گفتههای آنها میتوانیم کمک بگیریم و استفاده کنیم بدون اینکه بگوییم
آنها متوجه اشکالاتی بودهاند . در همین مسأله عود ارواح به اجساد به این
شکل که روحها به جسدها عود کند ، آنها به یک اشکالات علمی دچار بودهاند
که امروز ما هم دچار هستیم .
امروز خیلی اشخاص دیگر هم میگویند اگر معنی معاد این باشد که عین همین
بدنهای افراد [ ایجاد شود ] ، آن کسی که میمیرد ، با همان بدنی که مرده
است بیاید محشور شود ، آیا این امکان پذیر است ؟ این حرفی بوده که از
چندین صد سال پیش میگفتهاند : انسانهایی که از اول تا آخر عالم بر روی
زمین پیدا شدهاند و دائما آمدهاند و رفتهاند ، اگر ما حجم و وزن بدن آنها
را حساب کنیم ، چندین برابر زمین انسان آمده و رفته ، یعنی این سطح و
این قشر زمین تا مقداری ، چندین بار بدن انسانها شده و دو مرتبه خاک شده
، که اگر بخواهیم میلیاردها میلیارد انسان را با این بدنها جمع کنیم زمین
ما اساسا گنجایش آن را ندارد ، چندین برابر زمین هم گنجایش آن را ندارد
.
پس اینها و بسیاری از مسائل دیگر ، یک چیزهایی است که باید آنها را
حل کنیم . البته مسأله بسیار مشکل و معضلی است .
[١] زلزال / ١ - [٨] [٢] انفطار / ١ و [٢] [٣] انشقاق / [١]