معاد - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٢
بعضی از زندهها را که هنوز نمردهاند ولی در وقت خوابیدن میگیرد ، آن که
مرد دیگر نفسش بر نمیگردد و آن که خوابیده است آن را دو مرتبه میفرستد
. معلوم میشود از نظر قرآن یک چیزی هست که نام او " نفس " است . "
« فیمسک التی قضی علیها الموت »" آن که حکم مرگ بر او شده است ،
نگهش میدارد " « و یرسل الاخری الی اجل مسمی »" [١] و آن دیگری (
یعنی خوابیده ) را میفرستد تا یک وقت مقدر و تعیین شده که آن هم برای
همیشه باید گرفته شود .
خود خوابیدن را باز اگر ما از نظر جسمانی در نظر بگیریم یک حالت خیلی
عادی است . اگر چه من نمیدانم و در بعضی کتابها خواندهام که هنوز راز
خوابیدن هم صد در صد کشف نشده است تا چه رسد به راز خواب دیدن ، ولی
خواب را از نظر اصول جسمانی جز قطع یک سلسله روابط چیزی نیست . اما
قرآن خواب را که در آن حال شعور انسان ضعیف شده و در یک حدی [ از بین
] رفته ، یک نوع عقب بردن و عقب کشیدن همان نفس میداند ، جدا کردن آن
نفس میداند و بیداری را مساوی با بازگشتن همان نفس ( آن چیزی که خودش
اسمش را نفس گذاشته است ) .
این یک سلسله آیات است . حالا شما راجع به این آیات تأمل کنید ،
ببینید این آیات را میشود طور دیگری تفسیر کرد که مفهومش این نباشد که
مردن بیرون بردن و تحویل گرفتن یک چیز است از انسان یا نه ؟ ظاهرش که
این است .
حیات پس از مرگ
از جمله آیات ، آیاتی است که اگر چه مخصوص شهداست ولی از نظر صراحت شاید هیچ آیهای تا این مقدار صریح نباشد . در دو جای قرآن این مطلب آمده است که مبادا گمان کنید که آنان که در راه خدا کشته شدهاند مرده هستند ، خیر ، زندهاند . در یک آیه که در سوره بقره است ، این طور میفرماید : " « و لا تقولوا لمن یقتل فی سبیل الله اموات بل احیاء و لکن لا تشعرون »" [٢] . به آنها نگویید مردهها ، آنها زندهاند ولی شما مستشعر نیستند ، شما درک نمیکنید ، شما خیال میکنید مردهاند ، واقعا آنها زنده هستند .[١] زمر / . ٤٢ [٢] بقره / . ١٥٥