معاد - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١
دادهاند و علم و فلسفه دنبال آنچه که پیغمبران گفتهاند رفته است . همین طوری که ویلیام جیمز در کتاب دین و روان میگوید : " خیلی از مسائل را علوم و فلسفهها بعد رفتهاند کشف کردهاند ولی نشانیاش را اول ادیان دادهاند " . ادیان نشانی دادهاند ، دیگران برای اینکه تحقیق کنند که آیا چنین چیزی هست یا نیست دنبالش رفتهاند ، بعد هم از طریق علمی و فلسفی به آن رسیدهاند ، به طوری که اگر این نشانی را نداده بودند هرگز علم و فلسفه دنبال آن نمیرفت . ما هم اگر گفتیم که تحقیق در اینجا مطلوب است مقصودمان این نیست که هیچ جنبه تعبدی ندارد ، بلکه مقصود این است که قرآن علاقه نشان میدهد که افراد در باب معاد تحقیق داشته باشند و لهذا در باب معاد کلمه ایمان آمده من روی این جهت گفتم و در غیر معاد نیامده است . در باب ملائکه هم ایمان آمده است . این علامت آن است که خواستهاند که ما در اینجا تحقیقی داشته باشیم به طوری که بتوانیم عن معرفه اعتقاد پیدا کنیم که یک حقایقی به نام ملائکه وجود دارد . همچنین قرآن مایل است که ما به آخرت ایمان داشته باشیم ، یعنی در کنار ایمان به پیغمبر و ایمان به نبوت میخواهد ما اعتقاد و ایمان [ به آخرت ] داشته باشیم و الا آن را در این ردیف ذکر نمیکرد . چرا آن را در این ردیف ذکر کرده ؟ پس طالب تحقیق در اینجاست . در اینکه مسائل معاد در درجه اول مسائل تعبدی است هیچ بحثی نیست . ما درباره این مسائل تعبدی میخواهیم ببینیم چقدر میتوانیم تحقیق کنیم و این تحقیق هم مطلوب است . اگر اشخاصی بگویند شما حق تحقیق کردن ندارید ، ما در مقابل آنها چنین میگوییم . اگر کسی گفت : " در باب قیامت کسی حق تحقیق کردن ندارد ، قرآن یک چیزی گفته ، ما هم باید بگوییم آمنا و سلمنا ، هر کس گفت چرا ؟ میگوییم سؤال بدعت است ( همین طوری که عدهای در قدیم میگفتند " السؤال بدعة " اینجا حق سؤال و جواب نداری " [ ما میگوییم ] نه ، این طور نیست ، از ما تحقیق خواستهاند . در مسأله ایراد شبههها و اشکالها ، ما در حدودی اشکالات را طرح میکنیم که طرح شده است ، یعنی اشکالاتی که در کتابها وجود دارد ، در همین کتابهای خیلی معمولی هم وجود دارد . من خودم شاید تا حالا بیش از صد بار و باز همین روزها مکرر از افرادی آنهم مثلا از طبقه دانشجویان شبهه آکل و مأکول را شنیدهام . این که دیگر چیز تازهای نیست که بگوییم طرح نکنید . شبهه آکل و مأکول را خوب بود اول اگر نصیحت شما را میپذیرفتند از هزار سال پیش طرح نمیکردند ، ولی از هزار