معاد - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠
آخرت و اینکه آنجا دار الجزاء است و اینجا دار العمل ، اینجا مزرعه است ، یوم الزرع است و آنجا یوم الحصاد ، فوق العاده تکیه کرده است و بلکه اصلا انبیاء اساس و روح تعلیماتشان همین است ، نظام دنیا را هم که درست میکنند ، به اعتبار این است که همین پیوستگی میان دنیا و آخرت هست ، یعنی اگر نظام دنیا نظام صحیح عادلانهای نباشد ، آخرتی هم درست نخواهد بود ، ایندو با یکدیگر اینچنین وابستگی و پیوستگی دارند ، نه اینکه تضاد دارند . از نظر قرآن سعادت واقعی بشر در دنیا و سعادت واقعی بشر در آخرت توأماند ، جدایی ندارند . آن چیزهایی که از نظر اخروی گناه است و سبب بدبختی اخروی است ، همانهاست که از نظر دنیوی هم نظام کلی زندگی بشر را فاسد میکند ، حالا اگر فرض کنیم یک فرد را خوشبخت کند ولی نظام کلی افراد بشر را فاسد و خراب میکند . اینها خصوصیاتی بود که در آنها هیچ نمیشود شک و تردید کرد . خصوصیات دیگری هست که باید روی آنها بحث کرد و البته هر دستهای هم آنها را همین طور صد در صد قطعی دانستهاند . آنها را ما باید جداگانه بحث کنیم .
تفسیرهای گوناگون درباره معاد
. ١ اعاده معدوم
بعضیها خیال کردهاند معاد یعنی اعاده معدوم . متکلمین قدیم چقدر روی این قضیه بحث میکردند که اعاده معدوم محال نیست ، برای اینکه فکر میکردند معاد یعنی اعاده معدوم ، قیامت یعنی اعاده معدوم ، یعنی اول فرض میکردند که اشیاء معدوم میشوند ( معدوم مطلق ) آنوقت میگفتند آیا اگر چیزی معدوم مطلق شد ، بار دیگر امکان دارد وجود پیدا کند و یا این از محالات است ؟ این البته چیزی است که اصلا لزومی ندارد ما روی آن بحث کنیم . ما چه دلیلی داریم بر اینکه اشیاء معدوم میشوند ، تا بعد بیاییم روی مسأله اعاده معدوم بحث کنیم که اعاده معدوم محال است یا ممکن ؟ ما نه دلیل علمی داریم و نه دلیل شرعی که اشیاء معدوم میشوند بالکلیه و معنی قیامت یعنی اعاده آن معدومات . یکی از مسائلی که فلاسفه با متکلمین گلاویز بودند ، مسأله اعاده معدوم است . فلاسفه میگویند اولا اشخاص معدوم نمیشوند تا بخواهند اعاده شوند ، آنها