معاد - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٢
چیزی نیست نمیشود و همه چیز باقی میماند و هر چیزی در هر مرتبهای که رشد میکند و کمال پیدا میکند ، آن کمالش واقعا از بین نمیرود و واقعا باقی است ، بقائی که به هیچ وجه منتهی به فنا نمیشود . من امروز عرایض خیلی مختصر و پراکندهای داشتم که بعد باید این را تکمیل کنیم . - سؤال اول بنده راجع به روح بود که آقای مطهری از مجموع آیات قرآن استنباط میکنند که اعتقاد به وجود روح تقریبا برای یک مسلمان واجب و ضروری است تا بتواند معاد را بپذیرد یا استدلال کند . سؤالم این بود که اگر کوشش شما منتهی به نتیجه شد و اگر ثابت کردید که حتما باید حد فاصلی و عاملی موجودات زنده و جاندار را از عالم جمادات جدا بکند ، اگر روزی علم موفق شد که این پرده را بردارد و این عامل را کشف کند یا به بیان دیگر ثابت کند این عامل وجود ندارد ، آنوقت تمام استدلالهای شما پایهاش زده میشود ، کما اینکه زمینهاش هم الان فراهم است و اخیرا شنیدم که حالت خیلی ساده موجود زنده را ساختهاند . آیا این روحی را که شما بیان میکنید که جمادات را از جنبندگان جدا میکند ، همان روح انسانی است یا اینکه روحی برای گیاهان قائل هستید و روحی برای انسان به طور علیحده ؟ و آن آیهای از قرآن که اشاره میکند شما همان طور که میخوابید و بیدار میشوید ، میمیرید و زنده میشوید ، اگر این را از لحاظ علمی بخواهیم توجیه کنیم ، خواب یک پدیده کاملا جسمانی است . ممکن است کیفیت و ماهیت یک چیز را نتوانیم آن طور که باید تشریح کنیم ولی دلالت بر عدم شناخت آن نمیکند ، مثلا ما الان برق را کما هو حقه نمیدانیم چیست اما تمام خواص برق را میدانیم و بر برق حکومت میکنیم و در اختیارمان است . یک آدم بیدار را به راحتی خواب میکنند ، این چیز سادهای است در طب . پس درست معلوم است که یک عمل جسمی ، مادی و فیزیکی انجام میگیرد تا یک کسی خواب میشود . کسی را هم که بیهوش میکنند همین طور ، و کسی که تازه از خواب بلند شده اگر از خون بدن کسی که خواب آلود است به او تزریق کنند میخوابد . پس این مسأله ضمن اینکه ممکن است ما نتوانیم به طور واضح بیان کنیم که چه اثری بر مغز میگذارد ، یک عمل مادی است . سؤال دوم درباره تشبیهی است که بین جنین و این عالم میکنند و بعد این عالم را با عالم برزخ یا معاد قیاس میکنند ، میگویند همان طور که جنین دارای اعضایی است که در آن عالم به دردش نمیخورد و این دلالت میکند بر اینکه هدف از خلقت