معاد - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٨
استاد : آن روایتی را که شما میگویید ، تا ما نبینیم نمیتوانیم توضیح
بدهیم . ولی شاید این طور بوده که حضرت با خودشان ذکر میگفتهاند و او
توجه داشته و میخواسته بپرسد فایده ذکر گفتن چیست ، یا اینکه توجه
نداشته که حضرت تسبیح را که میگردانند یک تعداد معینی از ذکر را
میگویند و ایراد کرده است . حالا من نمیدانم که واقعا حضرت با تسبیح
بازی میکردهاند و همان بازی کردن خودشان را توجیه کردهاند یا طور دیگری
بوده است . تا من آن روایت را نبینم روی آن بحث نمیکنم .
به هر حال ، آن روایت بر ضد حرف من هم نبود ، بلکه تأیید آن بود . من
عرض کردم هیچیک از اینها لغو مطلق نیست که ما خیال میکنیم لغو مطلق
است ، [ بلکه ] لغو نسبی است . مثلا در اینجا یکی از قوههای ما ( مثلا
قوه خیال و واهمه ما ) تفریح و تفننی میکند . نسبت به اینکه ما در همین
وقت میتوانستیم یک کاری را روی نقشه عقلانی انجام دهیم که بر آن کار اثر
بهتر و بیشتری بار بشود و صرفا تفنن و تفریح یک قوه ما نباشد ، این کار
لغو و بیهوده است ، و انسان باید همیشه تابع عقل خودش باشد نه تابع
آنچه که عادت و طبیعتش اقتضا میکند . لهذا هر گناهی را که انسان مرتکب
میشود ، گناه بودنش نسبی است ، یعنی از جنبه یک انسان که یک مجموعه
است گناه است ، و الا از جنبه حیوانیت انسان [ این طور نیست ] . انسان
مثلا در حالی که با عضوی از اعضای بدنش گناه میکند ، این عضو که لذت
میبرد ، با این گناه به کمال خودش رسیده اما انسان یعنی این مجموعهای که
باید با یک نظام اداره شود چطور ؟ انسان که مجموعهای است که باید در
یک نظام اداره شود بدبخت شده است . جامعه انسان چطور ؟ جامعه انسان هم
بدبخت شده است . غرض اینکه آن مقداری که جناب عالی فرمودید ، بر ضد
سخن من نیست .
مهندس بازرگان : در کتاب راه طی شده بیان شده است که در جهنم و
بهشت خلود است ، حالا اگر خلود بینهایت هم نباشد ، نسبت به این زمان
بینهایت است . از طرف دیگر در قرآن هست : " « من جاء بالحسنة فله
عشر امثالها و من جاء بالسیئة فلا یجزی الا مثلها »" [١] . خداوند
میفرماید اگر کسی کار بدی بکند ، عین آن کار به او داده میشود . مثلا اگر
کسی یک نفر را بکشد ، کشتن یک نفس چه اندازه ضرر دارد ؟ به خود مقتول
و
[١] انعام / . ١٦٠