معاد - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٤
در قرآن قبلا هم عرض کردیم صحبت از جنات ( بهشتها ) است ، نه یک
بهشت . میفرماید مردم بر دو قسم هستند : شقی و سعید . اهل شقاوت خالدند
مادامی که آسمان و زمین هست ، و همچنین اهل سعادت هم خالدند . کلمه
خلود معنایش " همیشگی " نیست . یک وقت ما از کلمه خلود ابدیت را
میفهمیم . کلمه خلود در اصطلاحی که الان ما داریم معنایش ابدیت است ،
ابدیت که هیچ انتهایی نداشته باشد ( لانهایی ) ولی اصل لغت خلود ،
ابدیت به آن معنا یعنی خصوص آن دوامی که هیچ آخر نداشته باشد نیست ،
بلکه [ خالدند ] یعنی باقی میمانند و لهذا اگر یک قیدی در آخرش بخورد
تناقض نیست . در قرآن آمده : " « خالدین فیها ما دامت السموات و
الارض »" همیشه هستند تا آسمانها و زمین هست . این " همیشگی "
تناقض نیست که بگوییم اگر همیشگی است یعنی ابدیت است ، دیگر " تا
" در آن معنی ندارد ، یعنی هستند و هستند تا آسمانها و زمین هست .
امیرالمؤمنین از این آیات چنین استنباط کردهاند که این جنت و ناری که
قرآن ذکر میکند " « ما دامت السموات و الارض »" هستند ، قبل از
قیامت است ، چون اصلا در ابتدای قیامت آسمانها و زمین همه از بین میرود
و منهدم میشود : " « فاذا کانت القیامة بدلت السموات و الارض » "
شروع قیامت با تبدیل شدن آسمانها و زمین است . بعد فرمود : و مثل
ایناست : " « و من ورائهم برزخ الی یوم یبعثون »" [١] که در جلسه
پیش این آیه را ذکر کردیم . بعد فرمود : " « و هو الثواب و العقاب
بین الدنیا و الاخرش و مثله قوله : النار » . . . " .
آیهای است در سوره مؤمن که میفرماید : " « و حاق بال فرعون سوء
العذاب ، النار یعرضون علیها غدوا و عشیا »" و رسید و احاطه کرد به آل
فرعون [٢] آتش که هر صبحگاهان و هر شامگاهان بر آنها عرضه میشود . در
روایات هم خیلی زیاد آمده است که بر اهل برزخ آتش عرضه میشود ، آن
عذابی که از آتش میکشند از عرضه شدن آتش است ، مثل اینکه از نزدیک آن
را احساس کنند . بعد قرآن میفرماید : " « و یوم تقوم الساعة ادخلوا ال
فرعون اشد العذاب »" [٣] و در روزی که ساعت بپا میشود آنها را وارد
عذاب کنید ، در سختترین عذابها . خود آیه هم ایما و اشاره اگر نگوییم
صراحتی دارد که آنها قبل از قیامت بر آتش عرضه و در خود قیامت وارد
میشوند در آتشی که بدترین آتشها
[١] مؤمنون / . ١٠٠ [٢] مقصود اتباع فرعون است ، اتباعی که آنچنان به او نزدیک بودند که حکم خاندانش را پیدا کرده بودند . [٣] مؤمن / ٤٥ و . ٤٦