معاد - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٥
امر مطلقی برای آن موقع است و آیا در بعضی از زیاراتی که خطاب به امام میگوییم " « مؤمن بایابکم » " و یا زنده شدن امام حسین ( ع ) و همبستگی روحش به جسم ، آیا از همان نوع همبستگی روح به جسم در قیامت است یا چیز دیگری است ؟ استاد : به نظر من سؤالهای ایشان البته سؤالهایی است که فی حد ذاته مربوط به موضوع بحث ما به طور کلی هست ولی به بحث امروز ما ( که درباره وضع انسان در فاصله مردن تا قیامت از نظر قرآن بود ) مربوط نیست . ما درباره آنها جداگانه باید بحث کنیم که البته از مشکلات هم هست ، مخصوصا همین مسألهای که فرمودید و از قدیم هم این سؤال مطرح بوده که اگر بنا بشود انسان با بدنش محشور شود ، با کدام بدنش محشور میشود ؟ همان بدنی که وقتی مرد با آن بدن مرد یا نه ، با هر چیزی که اجزای بدنش بوده ؟ انسان به اندازه کوه احد با کم و زیادش غذا خورده و قسمتی از آن غذا جزء بدنش شده و بعد به شکلی دفع شده است . اگر مجموع موادی را که جزء بدن انسان شده و از بدنش دفع شده و بعد مواد نو آمده حساب کنند شاید علماء حساب کرده باشند هر آدمی هیکل خیلی بزرگی پیدا خواهد کرد که شاید بزرگترین حیوانات دنیا هم به آن حد نرسد . این سؤال هست و جواب این هم جواب آسانی نیست ، ولی جناب عالی به ما اجازه بدهید که وقتی به این مسأله رسیدیم ، همان جا جواب این سؤال را بدهیم . سؤال دوم هم عین همین سؤال است که مسأله " رجعت " که شیعه میگویند یا مسأله زنده شدن " عزیر " که میگویند ، آیا با همین بدن است یا با بدن دیگری است ؟ ولی البته این سادهتر است ، مسأله " احیاء " که اصلا به قیامت مربوط نیست ، مربوط به چیز دیگری است . اما مسأله رجعت . رجعت مثل قیامت نیست . قیامت از ضروریات اسلام است و اگر کسی منکر قیامت باشد اصلا نمیشود او را مسلمان شمرد و در ردیف مسلمانان نیست . مسأله رجعت به این شکل نیست ، تازه کسانی که معتقد هستند میگویند که از ضروریات و مسلمات مذهب شیعه است . از مرحوم آقا شیخ عبدالکریم هم که راجع به شریعت سنگلجی ( که منکر رجعت بود ) سؤال کردند ، گویا جواب داده بود : نه ، از ضروریات اسلام نیست ، و شاید گفته بود از ضروریات شیعه هم نیست . ولی البته شاید در علمای شیعه یک نفر ، دو نفر هم نمیشود پیدا کرد که رجعت را انکار کنند . آنهایی هم که قائل به رجعت هستند ، بعضی به سبک محدثین همین طور معتقدند