معاد - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٢
« بذنوبنا فهل الی خروج من سبیل »" [١] خدایا تو دوبار ما را میراندی و دوبار ما را احیاء کردی ( یعنی مرده بودیم و ما را زنده کردی ) " ²فاعترفنا بذنوبنا »" و ما هم به گناهان خودمان اعتراف داریم " « فهل الی خروج من سبیل »" آیا راهی به بیرون شدن هست ؟ یعنی چه اینها در قیامت میگویند خدایا تو ما را دوباره میراندی ؟ اگر حساب این باشد که آدم بعد که مرد در یک خواب عمیق طولانی فرو میرود و تنها در قیامت زنده میشود ، باید بگوید خدایا تو یک بار ما را میراندی و یک بار هم زنده کردی ، اما اینجا میگوید دوبار میراندی و دوبار زنده کردی . آیا این منطبق نیست با همین اصل که واقعا سه عالم هست : عالم دنیا و طبیعت ، عالم برزخ که وقتی انسان از دنیا به عالم برزخ میرود ، از اینجا میرانده میشود ، نسبت به این دنیا میرانده شده است ، نسبت به عالم برزخ احیاء و عالم قیامت که باز نوعی میراندن از برزخ است و احیاء در قیامت ؟
مسأله روح در قرآن
غیر از این ، آیاتی که راجع به خود مسأله روح در قرآن است [ بر حیات پس از مرگ ] دلالت دارد و به آنها هم میشود استناد کرد . افرادی که میگویند اصلا مسأله روح در قرآن نیامده ، به آنها باید گفت پس این آیات به نظر شما چیست ؟ ما روح را به چه میگوییم ؟ اولا ما به لفظ روح کار داریم که خود لفظ روح هم به این معنا در قرآن استعمال شده است . البته لفظ روح در قرآن منحصر به این نیست ، به حقایقی گفته شده که همه آنها از سنخ روحاند ، یعنی قرآن به یک سلسله حقایق که همه مافوق جسم و جسمانی هستند روح اطلاق میکند ، به وحی از آن جهت روح میگوید که یک کیفیت جسمانی نیست ، به روح القدس از آن جهت روح میگوید که یک کیفیت جسمانی نیست ، به امر خودش از آن جهت روح میگوید که یک کیفیت جسمانی نیست ، وجه مشترک روح گفتن به همه اینها همین است که از سطح این دنیا پیدا نشده ، از بالای این دنیا به این دنیا آمده است ، " « و نفخت فیه من روحی »" [٢] است ، هر وقت در این دنیا پیدا شده از متن دنیا پیدا نشده ، آن را از دنیای دیگر به این دنیا آوردهاند .[١] مؤمن / . ١١ [٢] حجر / . ٢٩