معاد - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٣
احیانا باید مأمور احیای بعدی باشد خواهد داشت . بر حسب آنکه شخص در
این دنیا چه عقیده و مقصد و مسیری داشته ، چه اعمالی انجام داده و چگونه
وجود خود را تنظیم و تکمیل کرده باشد ، نتیجه و میراث آن پس از رستاخیز
و رشد مجدد به او باز میگردد " .
یک سؤال اینجا هست که با توجه به این سؤال از آقای مهندس خواهش
میکنیم خودشان توضیح بدهند و آن این است : آیا ایشان معتقدند که در این
فرضیه [١] برای هر انسانی فقط یک سلول خواهد بود که این استعداد را
دارد که بعد همین طوری که خودشان بیان کردهاند بتواند مانند نطفه ، دانه
، ریشه ، قلمه و غیره عینا همان شخص اولیه را با همان شکل و قیافه و
صفات و خاطرات درست کند که این ادامه دهنده و ارث برنده شخصیت قبلی
باشد ؟ در هر انسانی فقط یک سلول چنین استعدادی را دارد ؟ این همان حرفی
است که قدما راجع به انسان میگفتند و اتفاقا در حدیث هم یک چیزی
آوردهاند ، گفتهاند که همه بدن انسان متلاشی میشود و از بین میرود و آن
ملاک شخصیت انسان هم نیست . آنها یک چیزهایی را ذرات اصلی مینامیدند
و در واقع آن ذرات اصلی را ملاک شخصیت افراد قرار میدادند ، ولی البته
این از نظر آنها یک فرضیه بود که هر طوری دلشان میخواست بگویند ،
میگفتند ممکن است چنین چیزی باشد . ولی از نظر آقای مهندس و بر اساس
بیان علمی که گفتهاند ، نمیشود گفت ممکن است ، یعنی از آن مقدمه نمیشود
هر طور نتیجهگیری کرد . میگفتند یک ذرات بالخصوصی در بدن انسان هست که
فقط همان ذرات استعداد این را دارد که بعد رشد کند و همان آدم از نو به
وجود بیاید . در واقع حامل شخص و شخصیت انسان را یک ذرات معین
میدانستند .
با آن مقدمات کلی که آقای مهندس گفتهاند ، میخواهند قائل شوند که در
هر انسانی فقط یک سلول وجود دارد که بعد میتواند رشد کند و همان انسان
را به وجود آورد . ایشان این مطلب را قبلا گفتهاند و خیلی هم توضیح
دادهاند ( مخصوصا در راه طی شده ) که تمام سلولهای بدن انسان وارث
شخصیت اوست و هر سلولی به نوبه خود میتواند چنین کاری را انجام دهد ، و
خیال نمیکنم مبانی علمیای که خودشان بیان کردهاند چنین اجازهای بدهد که
این را به یک سلول اختصاص بدهند . اگر بگویید در
[١] خودشان هم میگویند صورت فرضیه دارد .