معاد - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٣
هر موجودی هر مرتبهای از وجود که دارد ، بر حسب مرتبه وجود خودش میتواند اشیائی را ابداع و ایجاد کند اما نمیتواند خودش را از حالی به حال دیگر تغییر بدهد . اصل چهارم : " زوال و لغو اصل کهولت " که مسلم در آخرتی که برای ما بیان کردهاند همین طور است ، در آنجا پیری ، نیستی ، کهنگی نیست . در اصل پنجم میفرمایند : " مصدر انرژی شدن اشیاء و قدرت خلاقه یافتن انسان " . عرض کردم که همین طور هم هست و تا به آنجا رسیدهاند که میگویند انسان در آنجا حی قیوم لا یموت میشود و قدرت خلاقه پیدا میکند ، منتها نمیدانم درست باشد که بگوییم مصدر انرژی و مصدر فعل و ایجاد میشود . میترسیم اگر بخواهیم انرژی بگوییم ، باز آخرت و دنیا یکی شود و در آنجا دار دار عمل شود و بعد این سؤال پیش بیاید که پس چرا در آنجا تکلیف وجود ندارد ؟ اصل ششم اینکه آنجا نزد خداست . این هم مطلب بسیار اساسی است که از آخرت تعبیر میکنند به اینکه نزد خداست . این هم نشان میدهد که نشئه آنجا با نشئه اینجا یک تفاوتی دارد . آنجا به خدا نزدیکتر است ، انسان اگر آنجا باشد به خدا به نحوی نزدیکتر است ، و اینجا کأنه عالمی است دورتر ، مثل اینکه این عوالم با خداوند یک سلسله مراتبی دارد و وقتی ما رو به آن طرف میرویم ، رو به سوی خدا میرویم . اجمالا معلوم شد آخرتی که قرآن به ما معرفی میکند مجموعا یک وضعی دارد که با وضع این دنیایی که ما الان داریم متفاوت است ، یک تفاوتهایی هست و به همان تعبیری که عرض کردم آن یک نشئه است ، این نشئه دیگر ، یک نظاماتی بر آن حکومت میکند که لااقل اندکی با نظاماتی که در این دنیا حکومت میکند تفاوت دارد و لهذا آنجا آخرت شده ، اینجا دنیا .
بقای شخصیت
یک مسأله دیگر که اینجا [ یعنی در کتاب ذره بیانتها ] نبود آن پیوندی است که میان زندگی دنیا و زندگی آخرت است ، به این معنی که هر چه انسان در آنجا میگ یرد درو کردن آن چیزی است که در اینجا کاشته است ، و همان " خود " و عین شخصی که در این دنیا عمل کرده است ، عین او ، خود او ، شخص او در آخرت میگیرد ( یا پاداش